رفتن به محتوای اصلی
انگلیسی مثل آب خوردن انگلیسی مثل آب خوردن

از معنی فارسی تا کاربرد واقعی فعل

این فهرست قدیمی نزدیک به صد فعل روزمره را معرفی می‌کرد؛ با این حال دانستن معنی فارسی یک فعل به‌تنهایی برای ساختن جمله طبیعی کافی نیست. هر فعل با مفعول، حرف اضافه، زمان و موقعیت مشخصی همراه می‌شود. برای نمونه، «شنیدن» و «گوش دادن» در فارسی نزدیک‌اند، اما در انگلیسی hear دریافت صدا است و listen معمولاً توجه عمدی به صدا را می‌رساند. هنگام مرور فهرست، بهتر است برای هر مدخل یک ترکیب کوتاه و سپس یک جمله شخصی بنویسید. در این درس، واژه‌های منبع پیشین حفظ شده‌اند ولی توضیح‌های نادقیق با مثال اصلاح می‌شوند.

ترتیب مطالعه را از نیازهای روزانه خود شروع کنید: درخواست کردن، خرید کردن، رفتن، کار کردن، فهمیدن و پاسخ دادن. سپس فعل‌های حرکت، ارتباط و احساس را کنار هم ببینید. اگر هر روز ده مورد را با یک جمله تمرین کنید، با فهرستی زنده از عبارت‌ها روبه‌رو می‌شوید نه با صد ترجمه جدا از هم. برای تقویت شنیدن، جمله انگلیسی را با دکمه صوتی انتهای همان جمله پخش کنید، مکث کنید و آن را بدون نگاه به متن تکرار کنید. ترجمه فارسی باید به فهم معنا کمک کند، نه اینکه جای جمله‌سازی مستقل را بگیرد.

I need more time to finish this task.

برای تمام کردن این کار به زمان بیشتری نیاز دارم.

Could you explain this word again?

ممکن است این کلمه را دوباره توضیح بدهید؟

We usually start work at nine.

ما معمولاً ساعت نه کار را شروع می‌کنیم.

فهرست کامل واژه‌های منبع با معنی و گذشته

جدول زیر همه صد ردیف موجود در نسخه کامل‌تر همین خانواده محتوایی را به‌صورت آموزشی نشان می‌دهد؛ با این تفاوت مهم که نسخه اختصاصی شناسه ۲۰۱۰ در متن اصلی شماره ۹۹ نداشت. بنابراین ردیف Kill در جدول با توضیح «تکمیلی از مقاله هم‌موضوع ۲۰۵۵» مشخص است و نباید وانمود کنیم از منبع شماره ۲۰۱۰ آمده است. در جدول، ستون معنی یک معادل رایج است و قرار نیست همه معناهای یک فعل را پوشش دهد. ستون گذشته و شکل سوم برای مرور صرف فعل استفاده می‌شود؛ فعل‌های عبارتی مانند turn on و wake up نیز ساختار مخصوص خودشان را دارند.

در برخی مدخل‌ها دو شکل معتبر می‌بینید؛ برای مثال learned و learnt یا traveled و travelled به گونه‌های زبان و سبک نوشتار وابسته‌اند. همچنین can یک فعل وجهی است و مانند فعل عادی مصدر با to یا شکل سوم مستقل ندارد؛ عبارت be able to برای بیان توانایی در موقعیت‌های دیگر کاربرد دارد. در چند ردیف نسخه قدیمی، دو فعل با هم نوشته شده بودند؛ مانند make/do و say/tell. این شیوه برای فهرست اولیه قابل فهم است ولی در کاربرد واقعی نباید آن‌ها را بدون بررسی جایگزین یکدیگر کرد.

فعل (ستاره: ردیف تکمیلی ۹۹)معنی پیشنهادیگذشته سادهشکل سوم
Acceptپذیرفتنacceptedaccepted
Allowاجازه دادنallowedallowed
Askپرسیدنaskedasked
Believeباور داشتنbelievedbelieved
Borrowقرض گرفتنborrowedborrowed
Breakشکستنbrokebroken
Bringآوردنbroughtbrought
Buyخریدنboughtbought
Can / be able toتوانستنcould / was able tobeen able to
Cancelلغو کردنcancelled/canceledcancelled/canceled
Changeتغییر دادن/کردنchangedchanged
Cleanتمیز کردنcleanedcleaned
Combشانه کردنcombedcombed
Complainشکایت کردنcomplainedcomplained
Coughسرفه کردنcoughedcoughed
Countشمردنcountedcounted
Cutبریدنcutcut
Danceرقصیدنdanceddanced
Drawکشیدن/طراحی کردنdrewdrawn
Drinkنوشیدنdrankdrunk
Driveرانندگی کردنdrovedriven
Eatخوردنateeaten
Explainتوضیح دادنexplainedexplained
Fallافتادنfellfallen
Fillپر کردنfilledfilled
Findپیدا کردنfoundfound
Finishتمام کردنfinishedfinished
Fitاندازه/جا شدنfit/fittedfit/fitted
Fixتعمیر/درست کردنfixedfixed
Flyپرواز کردنflewflown
Forgetفراموش کردنforgotforgotten
Giveدادنgavegiven
Goرفتنwentgone
Haveداشتنhadhad
Hearشنیدنheardheard
Hurtآسیب زدن/دیدنhurthurt
Knowدانستن/شناختنknewknown
Learnیاد گرفتنlearned/learntlearned/learnt
Leaveترک کردن/رفتنleftleft
Listenگوش دادنlistenedlistened
Liveزندگی کردنlivedlived
Lookنگاه کردنlookedlooked
Loseگم کردن/باختنlostlost
Make / doساختن / انجام دادنmade / didmade / done
Needنیاز داشتنneededneeded
Openباز کردنopenedopened
Organiseسازمان‌دهی کردنorganisedorganised
Close / shutبستنclosed / shutclosed / shut
Payپرداخت کردنpaidpaid
Playبازی/نواختنplayedplayed
Putگذاشتنputput
Rainباریدنrainedrained
Readخواندنreadread
Replyپاسخ دادنrepliedreplied
Runدویدن/اداره کردنranrun
Sayگفتنsaidsaid
Seeدیدنsawseen
Sellفروختنsoldsold
Sendفرستادنsentsent
Signامضا کردنsignedsigned
Singآواز خواندنsangsung
Sitنشستنsatsat
Sleepخوابیدنsleptslept
Smokeسیگار کشیدنsmokedsmoked
Speakصحبت کردنspokespoken
Spellهجی کردنspelled/speltspelled/spelt
Spendخرج/صرف کردنspentspent
Standایستادنstoodstood
Start / beginشروع کردنstarted / beganstarted / begun
Studyدرس خواندنstudiedstudied
Succeedموفق شدنsucceededsucceeded
Swimشنا کردنswamswum
Takeگرفتن/بردنtooktaken
Talkصحبت کردنtalkedtalked
Teachآموزش دادنtaughttaught
Tellگفتن/اطلاع دادنtoldtold
Thinkفکر کردنthoughtthought
Translateترجمه کردنtranslatedtranslated
Travelسفر کردنtravelled/traveledtravelled/traveled
Tryتلاش/امتحان کردنtriedtried
Turn offخاموش کردنturned offturned off
Turn onروشن کردنturned onturned on
Typeتایپ کردنtypedtyped
Understandفهمیدنunderstoodunderstood
Useاستفاده کردنusedused
Waitمنتظر ماندنwaitedwaited
Wake upبیدار شدنwoke upwoken up
Wantخواستنwantedwanted
Watchبا دقت تماشا کردنwatchedwatched
Workکار کردنworkedworked
Worryنگران شدنworriedworried
Writeنوشتنwrotewritten
Wasteهدر دادنwastedwasted
Wonderاز خود پرسیدن/کنجکاو بودنwonderedwondered
Worshipعبادت/پرستش کردنworshipped/worshipedworshipped/worshiped
Winبرنده شدنwonwon
Wearپوشیدن/به تن داشتنworeworn
Washشستنwashedwashed
* Killکشتنkilledkilled
Welcomeخوشامد گفتنwelcomedwelcomed

تفاوت فعل‌های حسی: hear، listen، look، see و watch

در فارسی گاهی «دیدن» را برای چند موقعیت به کار می‌بریم اما در انگلیسی look به جهت‌دادن نگاه، see به دیدن و watch به تماشای همراه با توجه در طول زمان اشاره دارد. به همین ترتیب، hear می‌تواند بدون قصد قبلی اتفاق بیفتد ولی listen معمولاً عمل توجه کردن است و اغلب با حرف اضافه to می‌آید. عبارت listen music نادرست است؛ باید گفت listen to music. در مورد watch نیز بهتر است برای فیلم، مسابقه و نمایش متحرک از همین فعل استفاده کنیم، هرچند انتخاب نهایی به بافت جمله وابسته است.

این گروه برای تمرین تلفظ و درک جمله بسیار مناسب است. ابتدا هر جمله را بشنوید، سپس بدون ترجمه فارسی فعل را مشخص کنید؛ بعد جمله را با موضوعی مرتبط با زندگی خود بسازید. مثال‌های زیر عمداً کوتاه هستند تا تفاوت معنایی به جای واژه‌های اضافی دیده شود. نگاه‌کردن به تصویر، شنیدن صدایی اتفاقی و توجه آگاهانه به یک گفت‌وگو سه تجربه متفاوت‌اند. وقتی این تفاوت‌ها را یاد بگیرید، بسیاری از اشتباهات رایج مکالمه خودبه‌خود کاهش می‌یابد.

I can hear a dog outside.

می‌توانم صدای سگی را بیرون بشنوم.

Please listen to the instructions carefully.

لطفاً با دقت به دستورالعمل‌ها گوش بدهید.

Look at the picture on the wall.

به تصویر روی دیوار نگاه کنید.

I can see the mountains from here.

از اینجا کوه‌ها را می‌بینم.

We watched a documentary last night.

دیشب یک مستند تماشا کردیم.

چرا make و do همیشه معادل هم نیستند؟

در فهرست قدیمی make و do در یک ردیف با ترجمه «انجام دادن» آمده بودند. در آموزش دقیق‌تر، do اغلب با فعالیت، وظیفه و کار همراه می‌شود؛ در حالی‌که make در بسیاری از ترکیب‌ها بر نتیجه یا تولید چیزی دلالت دارد. با وجود این، هیچ فرمول مکانیکی صددرصدی برای تمام ترکیب‌ها وجود ندارد و باید همراه فعل، اسم رایج آن را آموخت. نمونه‌های مهم do homework، do the dishes، make a mistake، make a decision و make coffee هستند. جمله فارسی را کلمه‌به‌کلمه تبدیل نکنید؛ ترکیب طبیعی را یک واحد آموزشی در نظر بگیرید.

پیشنهاد عملی این است که برای هر فعل دست‌کم سه ترکیب واقعی نگه دارید. با نوشتن یک جدول کوچک در دفتر خود، ستون «فعل + اسم» را از ستون معنی جدا کنید؛ بعد هر ترکیب را در زمان حال و گذشته قرار دهید. برای مثال با make a plan می‌توانید درباره برنامه فردا صحبت کنید و با made a mistake به اتفاق دیروز اشاره کنید. همین تمرین کوچک باعث می‌شود هنگام صحبت کردن به‌جای جست‌وجوی ترجمه واژه‌ها، یک عبارت آماده و درست در ذهن داشته باشید.

I do my homework after dinner.

من بعد از شام تکالیفم را انجام می‌دهم.

She made a mistake in the report.

او در گزارش اشتباه کرد.

We need to make a decision today.

باید امروز تصمیم بگیریم.

He does the shopping on Fridays.

او جمعه‌ها خرید خانه را انجام می‌دهد.

say، tell، speak و talk در مکالمه

در نگاه اول هر چهار فعل با «گفتن» یا «صحبت کردن» ترجمه می‌شوند، اما ساختار جمله آن‌ها تفاوت دارد. say اغلب بر کلمات گفته‌شده تمرکز می‌کند و اگر گیرنده پیام را اضافه کنیم، ساختار say something to someone به کار می‌رود. tell معمولاً برای انتقال خبر یا دستور به فردی مشخص استفاده می‌شود؛ در جمله‌های رایج، tell me یا tell her طبیعی است. speak بیشتر برای صحبت‌کردن درباره زبان یا در موقعیت رسمی دیده می‌شود و talk اغلب گفت‌وگوی دوطرفه را تداعی می‌کند. البته این تمایزها مطلق نیستند و باید نمونه‌های واقعی را یاد گرفت.

برای جلوگیری از اشتباه، الگوی فعل را با مفعول در ذهن نگه دارید. مثلاً tell me the truth را به شکل یک واحد یاد بگیرید، نه سه واژه مجزا. همچنین speak English بدون حرف اضافه می‌آید اما talk to a friend نیازمند حرف اضافه مناسب است. در مکالمه روزانه با پرسیدن اینکه گوینده چه چیزی گفت، به چه کسی گفت یا با چه کسی صحبت کرد می‌توانید فعل درست را انتخاب کنید. این تمرین تفاوت ظریفی میان شناخت واژگان و توانایی استفاده از آن‌ها در گفت‌وگو ایجاد می‌کند.

What did she say?

او چه گفت؟

Please tell me the truth.

لطفاً حقیقت را به من بگو.

Can you speak English?

می‌توانید انگلیسی صحبت کنید؟

I talked to my colleague yesterday.

دیروز با همکارم صحبت کردم.

فعل‌های حرکت و جابه‌جایی

افعالی مانند go، come، bring، take، leave، arrive و travel تنها در یک معنی کوتاه خلاصه نمی‌شوند. در نسخه اولیه bring «آوردن» و take «گرفتن» ترجمه شده بود، اما take می‌تواند بردن چیزی به مقصد را نیز بیان کند. وقتی گوینده از شخص می‌خواهد وسیله‌ای را به سمت او بیاورد bring انتخاب طبیعی است و وقتی قرار است آن وسیله را به جای دیگر ببرد، take کاربرد دارد. leave نیز ممکن است ترک محل یا جا گذاشتن شیئی را برساند؛ معنی واقعی را جمله تعیین می‌کند.

یکی از تمرین‌های مفید این است که مسیر روزانه خود را توصیف کنید. بگویید از خانه چه زمانی بیرون می‌روید، چه چیزی همراه می‌برید، چه موقع به محل کار می‌رسید و چه زمانی بازمی‌گردید. سپس همین روایت را برای دیروز به زمان گذشته تبدیل کنید. با این کار، افعال نامنظم went، brought، took و left در ذهن به تجربه واقعی متصل می‌شوند. استفاده از زمان و مکان در جمله همچنین کمک می‌کند افعال را خارج از فهرست لغت و در ساختار کامل به کار ببرید.

Please bring your notebook to class.

لطفاً دفترتان را به کلاس بیاورید.

Take this package to the office.

این بسته را به دفتر ببر.

I left my keys at home.

کلیدهایم را در خانه جا گذاشتم.

They went to the library after lunch.

آن‌ها پس از ناهار به کتابخانه رفتند.

حرف اضافه و ساختار فعل‌ها را فراموش نکنید

بخش بزرگی از خطاهای زبان‌آموزان زمانی رخ می‌دهد که معنی فعل را درست می‌دانند اما الگوی آن را اشتباه می‌سازند. برای مثال wait معمولاً با for همراه می‌شود، listen با to و succeed در بسیاری از ساختارها با in. از سوی دیگر explain معمولاً با explain something to someone طبیعی است و نمی‌توان ترتیب مفعول‌ها را بدون توجه به ساختار تغییر داد. درباره ask هم می‌توان ask a question یا ask someone for help گفت. بنابراین کنار هر فعل یک نمونه جمله و در صورت لزوم حرف اضافه ضروری را ثبت کنید.

برای به‌خاطر سپردن الگو، ابتدا جمله را با صدای بلند بخوانید، سپس اسم یا ضمیر را تغییر دهید. وقتی می‌گویید wait for the bus، یک بار آن را با wait for my friend جایگزین کنید. بعد از تثبیت ساختار، زمان فعل را عوض کنید. این روش انعطاف جمله‌سازی را بالا می‌برد. در آخر بدون نگاه به الگو از خودتان بپرسید «منتظر چه کسی هستم؟»، «از چه کسی درخواست کمک کردم؟» یا «چه چیزی را برای او توضیح دادم؟» پاسخ‌ها باید بر اساس ساختار انگلیسی ساخته شوند.

I am waiting for the bus.

منتظر اتوبوس هستم.

She asked her teacher for help.

او از معلمش کمک خواست.

Could you explain the rule to us?

می‌شود این قاعده را برای ما توضیح بدهید؟

He succeeded in finishing the project.

او موفق شد پروژه را تمام کند.

برنامه مرور و خودآزمایی

برای مطالعه موثر، فهرست را به دسته‌های ده‌تایی تقسیم کنید. روز اول معنی و تلفظ را مرور کنید، روز دوم با پنج مورد جمله بسازید و روز سوم بدون نگاه‌کردن به ترجمه، از روی جمله فارسی معادل انگلیسی بنویسید. یک هفته بعد دوباره سراغ فعل‌هایی بروید که با هم اشتباه می‌شوند؛ برای مثال say/tell یا hear/listen. در مرور فقط تعداد واژه‌های حفظ‌شده مهم نیست؛ باید ببینید می‌توانید ساختار را در مکالمه‌ای جدید تولید کنید یا خیر. جملات را با امکان پخش صوت جمله‌ها بشنوید و بلافاصله تکرار کنید.

اگر می‌خواهید خودتان را ارزیابی کنید، سه کار انجام دهید: از پنج فعل نامنظم گذشته ساده و شکل سوم بنویسید؛ برای پنج فعل رایج یک حرف اضافه یا ترکیب طبیعی ارائه کنید؛ و با سه فعل دلخواه مکالمه کوتاه بسازید. جواب‌ها را صرفاً با شباهت معنای فارسی نسنجید، زیرا ممکن است چند فعل ترجمه یکسان ولی ساختار متفاوت داشته باشند. در پایان واژه‌های سخت را علامت بزنید و مرور بعدی را تنها بر همان‌ها متمرکز کنید. این رویکرد از حفظ طوطی‌وار فهرست جلوگیری می‌کند.

I forgot to send the email.

فراموش کردم ایمیل را بفرستم.

Have you written the message yet?

آیا هنوز پیام را نوشته‌ای؟

We will try again tomorrow.

فردا دوباره تلاش می‌کنیم.

یادداشت ویراستاری: عنوان و توضیح متای قدیمی به اشتباه درباره Flowers & Gardening بود و اصلاح شد. در منبع همین مقاله شماره ۹۹ وجود نداشت؛ اطلاعات تکمیلی جدول بر اساس مقاله هم‌موضوع ۲۰۵۵ مشخص شده است.

منابع بررسی واژه و دستور زبان

برای مطالعه مستقل، فرهنگ لغت و راهنمای رسمی را بررسی کنید. مثال‌های این مقاله برای آموزش تولید شده‌اند و نقل‌قول مستقیم از منابع نیستند.