انگلیسی مثل آب خوردن

نام گل‌ها و واژگان باغبانی در انگلیسی

در این درس، واژه‌ها و عبارت‌های مرتبط با موضوع را همراه با معنی، کاربرد و مثال مرور می‌کنید. هدف این است که واژه‌ها را در جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.

مثال‌های کاربردی انگلیسی با ترجمه فارسی

1
These roses smell wonderful.
این رزها بوی فوق‌العاده‌ای دارند.
2
She planted tulips in the garden.
او در باغ لاله کاشت.
3
The flowers are starting to bloom.
گل‌ها دارند شکوفه می‌دهند.
4
Please water the plants this evening.
لطفاً امشب به گیاهان آب بده.
5
This orchid needs indirect light.
این ارکیده به نور غیرمستقیم نیاز دارد.
6
The vase is full of fresh flowers.
گلدان پر از گل‌های تازه است.

واژگان و محتوای اصلی این موضوع

لیست لغتها برای انواع دوست در انگلیسی با معنی فارسی

Friend

دوست/ رفیق

New friend

دوست جدید

Ex-Friend

دوست سابق

Best friend

بهترین دوست

Close friend

دوست نزدیک

Good friend

دوست خوب

Dear friend

دوست عزیز

Old friend

دوست قدیمی

Lifelong friend

دوست دوران زندگی

Childhood friend

دوست دوران بچگی

School friend

دوست مدرسه

Family friend

دوست خانوادگی

Personal friend

دوست شخصی

Mutual friend

دوست مشترک

Social friend

دوست اجتماعی

Casual friend

دوست معمولی

Loyal friend

دوست وفادار

Work friend

دوست همکار / دوست کاری

Intimate

صمیمی

Soulmate

نیمه گمشده

Bonhomie

صمیمیت

Amity

سازش

Companion

همدم

Girlfriend

دوست‌دختر

Platonic

افلاطونی

Companionship

هم‌نشینی

Bonding

محبت

Ally

دوست

Bond

ارتباط برقرار کردن

Pal

رفیق

Hospitality

مهمان‌نوازی

Partner

شریک (زندگی)

Terms

رابطه

Playmate

هم بازی

Bosom friend

دوست صمیمی

Acquaintance

آشنایی

Crony

رفیق جون جونی

Fraternity

انجمن برادری (دانشگاه‌ها)

Sociable

اجتماعی

Befriend

دوست شدن

Close

Mate

Neighbor

همسایه

Sidekick

دستیار

Sisterhood

خواهری

Homegirl

بچه محل

Homeboy

Hospitable

مهمان‌نواز

Chum

Gang

گروه (جوانان)

Convivial

خوش‌مشرب

Main man

رفیق شفیق

Socialize

معاشرت کردن

Band

گروه (موسیقی و ...)

Buddy

Hit off

صمیمی شدن

Friendship

رفاقت

Affinity

رابطه نزدیک

Intimacy

Amigo

Broer

برادر

Camaraderie

Chacha

Close-knit

همبسته

Cobber

Comrade

رفیق (عنوان هم‌رزم‌ها در جنگ)

Fellowship

دوستی

Get on with

(با کسی) کنار آمدن

Neighborly

خوش برخورد

Pal around

وقت گذراندن با دوستان

Set

گروه

Thick

خیلی صمیمی

Tight-knit

Get along like a house on fire

زود رفیق شدن

هم مدرسه‌ای

تمرین پیشنهادی

  1. پنج واژه را انتخاب کنید و برای هرکدام یک جمله جدید بسازید.
  2. جمله انگلیسی را با صدای بلند بخوانید و سپس معنی فارسی را بدون نگاه کردن بگویید.
  3. واژه‌های مشابه را کنار هم مقایسه کنید و تفاوت کاربردشان را یادداشت کنید.