انگلیسی مثل آب خوردن

واژگان سیاسی و خبری در انگلیسی

در این درس، واژه‌ها و عبارت‌های مرتبط با موضوع را همراه با معنی، کاربرد و مثال مرور می‌کنید. هدف این است که واژه‌ها را در جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.

مثال‌های کاربردی انگلیسی با ترجمه فارسی

1
The government announced a new policy.
دولت سیاست جدیدی اعلام کرد.
2
The election will be held next month.
انتخابات ماه آینده برگزار می‌شود.
3
The minister gave a press conference.
وزیر یک نشست خبری برگزار کرد.
4
Parliament debated the proposed law.
پارلمان درباره قانون پیشنهادی بحث کرد.
5
The two countries signed an agreement.
دو کشور یک توافق‌نامه امضا کردند.
6
Voters went to the polls on Sunday.
رأی‌دهندگان روز یکشنبه پای صندوق‌های رأی رفتند.

واژگان و محتوای اصلی این موضوع

واژه نامه تخصصی متون سیاسی

Sovereignty حاکمیت

Soviet bloc بلوک شوروی

Special advantages امتیازات ویژه

Specialist activity آژانس تخصصی

Sphere of activity حوزه عملکرد

State دولت ؛ کشور

Stationed مستقر

Strained relations روابط تیره

Strategic استراتژیک ؛ راهبردی

Structural opposition مخالفت بنیادین ؛ تضاد ساختاری

Rates of interest نرخ بهره ؛ میزان بهره

Representative democracy اعمال دموکراسی از طریق انتخاب نمایندگان

Resistance movement نهضت مقاومت ؛ جنبش مقاومت

Running of society اداره جامعه

SALT پیمان سالت

Severe constraints محدودیت های شدید

Severe restrictions محدودیت های شدید

Shooting war جنگ واقعی ؛ جنگ عملی

Short-lived coalition ائتلاف کوتاه مدت

Sinai peninsula صحرای سینا

Post-war era دوره پس از جنگ

Presidential term دوره ی ریاست جمهوری

Prime ministership نخست وزیری

Proportinal representation نمایندگی نسبی

Public opinion افکار عمومی ؛ افکار مردم

Racial distinction تبعیض نژادی ؛ تمایز نژادی

Racism نژاد پرستی

Racist نژاد پرست

Range گستره ؛ برد

Optimum level سطح بهینه

Ordinary law قوانین متعارف

Original frontier مرزهای اولیه

Overt military action اقدام نظامی آشکار

Parallel ( th) مدار ۳۸ درجه

Peace negotiations مذاکرات صلح

Personal authorities اختیارات شخصی

Policy preparation سیاست گذاری

Political movement نهضت سیاسی ؛ جنبش سیاسی

Political union اتحاد سیاسی

Multi-party assembly مجمع چند حزبی

Mutual disappointment نارضایتی متقابل ؛ نارضایتی دو جانبه

National saviour منجی ملی ؛ ناجی ملت

National interest مصالح ملی

National currency پول ملی

Nationalize ملی کردن

NATO سازمان پیمان آتلانتیک شمالی

Negotiations مذاکرات ؛ گفتگوها

Nuclear strategy راهبرد هسته ای

Official existence موجودیت رسمی

Massive invasion تهاجم گسترده

Materialism ماده گرایی

Member countries کشورهای عضو

Middle class طبقه متوسط

Military capacity توان نظامی

Military movements تحرکات نظامی

Military superiority برتری نظامی ؛ تفوق نظامی

Moderate متوسط ؛ میانه رو

Moderate policy سیاسی میانه رو ؛ خط مشی میانه رو

Moderation میانه روی

Labour level جمعیت کارگری

Law-creating قانونگذاری

League of nations اتحادیه ملل

Left-wing جناح چپ ؛ چپگرا

Left-wing parties احزاب چپگرا

Legal system نظام قانونی

Legislation قانون گذاری

Lower house مجلس نمایندگان ؛ مجلس عوام

Major war جنگ گسترده ؛ جنگ تمام عیار

Masses توده ها

Institution running اداره نهاد

International agreement قرارداد بین المللی ؛ پیمان بین المللی

International context عرصه های بین المللی

IQ test آزمون بهره ی هوشی

Iron curtain پرده ی آهنین

Isolationism انزوا گرایی ؛ انزوا طلبی ؛ کناره گیری

Judiciary قوه قضاییه

Kitchen cabinet مشاورین خصوصی ؛ مشاورین پشت پرده

Korean war جنگ کره

Labour party حزب کارگر

تمرین پیشنهادی

  1. پنج واژه را انتخاب کنید و برای هرکدام یک جمله جدید بسازید.
  2. جمله انگلیسی را با صدای بلند بخوانید و سپس معنی فارسی را بدون نگاه کردن بگویید.
  3. واژه‌های مشابه را کنار هم مقایسه کنید و تفاوت کاربردشان را یادداشت کنید.