انگلیسی مثل آب خوردن

اعضای خانواده و روابط خانوادگی در انگلیسی

در این درس، واژه‌ها و عبارت‌های مرتبط با موضوع را همراه با معنی، کاربرد و مثال مرور می‌کنید. هدف این است که واژه‌ها را در جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.

مثال‌های کاربردی انگلیسی با ترجمه فارسی

1
My cousin lives in another city.
پسرعمو/دخترعمو/پسرخاله/دخترخاله من در شهر دیگری زندگی می‌کند.
2
She is my older sister.
او خواهر بزرگ‌تر من است.
3
His grandparents visit every weekend.
پدربزرگ و مادربزرگش هر آخر هفته به دیدنشان می‌آیند.
4
I have two nephews and one niece.
من دو خواهرزاده/برادرزاده پسر و یک خواهرزاده/برادرزاده دختر دارم.
5
We had a family gathering on Sunday.
یکشنبه دورهمی خانوادگی داشتیم.
6
My brother-in-law works in Toronto.
باجناق/شوهرخواهر/برادرشوهر یا برادرزن من در تورنتو کار می‌کند.

واژگان و محتوای اصلی این موضوع

‫خانواده

Family Members

‫

پدربزرگ

the grandfather

‫مادربزرگ

the grandmother

‫پدر

the father

‫مادر

the mother

‫پسر

the son

‫دختر

the daughter

‫برادر

the brother

‫خواهر

the sister

‫عمو, دایی

the uncle

‫عمه, خاله

the aunt

‫ما یک خانواده هستیم.

We are a family.

‫خانواده کوچک نیست.

The family is not small.

‫خانواده بزرگ است.

The family is big.

تمرین پیشنهادی

  1. پنج واژه را انتخاب کنید و برای هرکدام یک جمله جدید بسازید.
  2. جمله انگلیسی را با صدای بلند بخوانید و سپس معنی فارسی را بدون نگاه کردن بگویید.
  3. واژه‌های مشابه را کنار هم مقایسه کنید و تفاوت کاربردشان را یادداشت کنید.