انگلیسی مثل آب خوردن

نام گل‌ها و واژگان باغبانی در انگلیسی

در این درس، واژه‌ها و عبارت‌های مرتبط با موضوع را همراه با معنی، کاربرد و مثال مرور می‌کنید. هدف این است که واژه‌ها را در جمله و موقعیت واقعی یاد بگیرید.

مثال‌های کاربردی انگلیسی با ترجمه فارسی

1
These roses smell wonderful.
این رزها بوی فوق‌العاده‌ای دارند.
2
She planted tulips in the garden.
او در باغ لاله کاشت.
3
The flowers are starting to bloom.
گل‌ها دارند شکوفه می‌دهند.
4
Please water the plants this evening.
لطفاً امشب به گیاهان آب بده.
5
This orchid needs indirect light.
این ارکیده به نور غیرمستقیم نیاز دارد.
6
The vase is full of fresh flowers.
گلدان پر از گل‌های تازه است.

واژگان و محتوای اصلی این موضوع

مشاغل به زبان انگلیسی

actor

هنرپیشه مرد

actress

هنر پیشه زن

artist

هنرمند

captain

ناخدا

assistant

معاون

demarche

بخشدار

banker

بانکدار

dressmaker

خیاط زنانه

blacksmith

آهنگر

rancher

گله دار

boss

رئیس

gardener

باغدار

brigadier

سرتیپ

muezzin

موذن

caretaker

سرایدار

cameleer

ساربان

clerk

کارمند

cook

آشپز

coach

مربی

dentist

دندانپزشک

colonel

سرهنگ

carpenter

نجار

diver

غواص

چوپان

doctor

پزشک

house maker

خانه دار

doorkeeper

دربان

council

شورا

fireman

آتش نشان

writer

نویسنده

fisherman

ماهیگیر

waiter

گارسون

greengrocery

سبزی و میوه فروش

professor

استاد

guard

نگهبان

seller

فروشنده

guard man

مرد پاسدار

glassmaker

شیشه ساز

headmaster

مدیر مرد

headmistress

مدیر زن

judge

قاضی

housewife

زن خانه دار

lawyer

وکیل

painter

نقاش ساختمان

worker

کارگر

boatman

قایقران

mayor

شهردار

street sweeper

رفتگر

miner

معدنچی

minister

وزیر

nurse

پرستار

pilot

خلبان

officer

افسر

barber

آرایشگر مرد

photographer

عکاس

clergyman

روحانی

plumber

لوله کش

specialist

متخصص

player

بازیگر

footballer

بازیکن فوتبال

porter

باربر

butcher

قصاب

president

رئیس جمهور

watchmaker

ساعت ساز

prime minister

نخست وزیر

grocer

بقال

psychologist

روانشناس

operator

تلفنچی

reporter

خبر نگار.گزارشگر

merchant

تاجر

retired

بازنشسته

optician

عینکساز.چشم پزشک

sculptor

مجسمه ساز

calligrapher

خوشنویس، خطاط

sergeant

گروهبان

forester

جنگلبان

shopkeeper

مغازه دار

teacher

معلم

singer

خواننده

engineer

مهندس

soldier

سرباز

driver

راننده

speaker

سخنران

decorator

آذین گر

surgeon

جراح

army

نظامی

tailor

خیاط مردانه

baker

نانوا

tiller

سفالگر

governor

فرماندار

tourist

جهانگرد

student

دانش آموز

welder

جوشکار

repairman

تعمیرکار

farmer

کشاورز

تمرین پیشنهادی

  1. پنج واژه را انتخاب کنید و برای هرکدام یک جمله جدید بسازید.
  2. جمله انگلیسی را با صدای بلند بخوانید و سپس معنی فارسی را بدون نگاه کردن بگویید.
  3. واژه‌های مشابه را کنار هم مقایسه کنید و تفاوت کاربردشان را یادداشت کنید.