چند تا لغت در مورد زمستون و اینا....
.
.
Icicle
قندیل یخ
.
Snowball
گلوله برفی
.
hibernation
خواب زمستانی
.
blizzard
کولاک
.
snowcastle
قصر یخی
.
boot
چکمه
.
knit cap
کلاه کشباف
.
gloves
دستکش
.
دستکش دارای یکجا برای چهار انگشت
mittens
.
scarf
شال
.
snow flake
تکه کوچک برف
.
snow plow
ماشین برف پاک کن
.
snow shovel
پاروی برف
.
storm
طوفان
.
parka
باشلق (نوعی کت برای محافظت از باد و باران)
.
head band
هدبند (اِاِاِاِاِاِاِ ؛ ما هم که همینو میگیم؛ اما از زاویه ایی دیگه)
.
ski doo
وسیله ای برای سفر در برف
.
تخته اسکیت برفی
snow board
.
slippery
لیز لغزنده
.
ماهیگیری در یخ
ice fishing
.
hail
تگرگ
.
sled
سورتمه
.
sleet
برف و باران باهم
.
freeze
یخ
.
cough
سرفه کردن
.
.
لغت های بیشتر، همراه با معنی در کامنت با شما
.
.
25% تخفیف تابستانی هم داریم
توضیحات بیشتر و دانلود نمونه ها:
http://goo.gl/sTu6bA
