انگلیسی مثل آب خوردن

پیشوند ACU
این پیشوند معنی اش: تیز؛ صریح؛ هشیار است
و همین تغییر رو کلمه ها میده
.
مثالز:
acuate 
تیزکردن‌، تند و تیزکردن‌ 
.
acuity 
تیز هوشی
.
aculeate 
نیشدار،خاردار 
.
aculeus 
خار،تیغ‌ ،نیش‌ 
.
acumen 
فراست
.
acuminate 
نوک تیز
.
acupressure 
طب فشاری/ یک نوع طب سنتی چینی 
.
acupuncture 
طب سوزنی
.
acupuncturists 
کسی که در طب سوزنی حرفه ای است
.
acute 
تیز،حساس،حاد،تند 
.
acutely 
تیز فهمی‌، تیز هوشی
.
acuteness 
ذکاوت
.
acutest 
جدی‌ ، مهم‌ ، خط‌یر