انگلیسی مثل آب خوردن

یکی دیگر از پرکاربردترین ساختار ها در انگلیسی As far as است
به معنی عمومی: تا آنجا که، تا جایی که
به مثالها و مکالمه دقت کنید:
.
As far as I can remember, he didn’t come home until midnight.
تا جایی که من به یاد میارم، او تا نیمه شب به خانه نیامد
.
As far as I recollect, there were few people in the village then.
تا آنجایی که به خاطر میارم، افراد کمی در روستا بودند آن موقع
.
As far as I recall, they quarreled very often at that time.
تا جایی که من یادمه، آنها خیلی با هم جنگ و دعوا میکنند
.
As far as I can see, he’s a big liar.
تا جایی که من میتونم بفهمم/ببینم او یک دروغگوی بزرگ است
.
A: Have you seen Tom?
تام رو دیده ایی؟
.
B: No. As far as I can remember he was supposed to be on a business trip to Lisbon.
تا جایی که من به یاد میارم او باید در سفر کاری به لیسبون باشد
.
A: Yes, but he was supposed to be back by now.
آره، اما باید تا الان دیگه برگشته بود
.
B: Have you called his home?
آیا به خانه اش زنگ زده ایی؟
.
A: Yeah, but there is no answer.
بله؛ اما فردی جواب نداد
.
B: Maybe you should call the police and file a missing person’s report.
شاید باید زنگی به پلیس بزنی و براش یک فایل افراد گمشده درست بشه
.
as far as one knows
تا جایی که فردی بداند
.
They returned at nine, as far as we know.
آنها ساعت نه برگشتند، تا جایی که ما میدانیم
.
As far as I know, he isn't coming to the party.
تا جایی که من میدانم، او به میهمانی نمی آید
.
It is an excellent piece of work, as far as I can tell.
این یک محصول عالی است، تا جایی که من میتونم بگم