انگلیسی مثل آب خوردن
واژگان + گرامر + مکالمه

این صفحه فقط یک فهرست ترجمه نیست. 100 Phrasal Verb پرکاربرد را با معنی، مثال، نوع جداشدنی یا جدانشدنی و نکته جای ضمیر یاد می‌گیرید تا بتوانید آن‌ها را واقعاً در مکالمه و نوشتن استفاده کنید.

سطح پیشنهادیB1 تا C1
مثال و کاربرد100 فعل + مثال
موضوع اصلیافعال عبارتی انگلیسی

Phrasal Verb چیست؟

مثلاً call یعنی «تماس گرفتن»، اما call off یعنی «لغو کردن». پس بهتر است هر phrasal verb را مثل یک واحد واژگانی مستقل همراه با معنی و مثال یاد بگیرید.

جداشدنی و جدا‌نشدنی

بعضی فعل‌های عبارتی جداشدنی‌اند: turn the light off و turn off the light هر دو ممکن‌اند. اگر مفعول ضمیر باشد، معمولاً باید وسط قرار بگیرد: turn it off، نه turn off it. بعضی فعل‌ها مثل look after جدا نمی‌شوند: look after the child.

100 فعل عبارتی پرکاربرد با معنی و مثال

Phrasal verbمعنی فارسیExampleترجمه مثال
ask outدعوت کردن برای قرار یا بیرون رفتنHe asked her out for coffee.او از او دعوت کرد برای قهوه بیرون بروند.
back upپشتیبان گرفتن / حمایت کردنBack up your files regularly.به‌طور منظم از فایل‌هایت نسخه پشتیبان بگیر.
break downخراب شدن / از کار افتادنMy car broke down on the way home.ماشینم در راه خانه خراب شد.
break upتمام کردن رابطه / از هم جدا شدنThey broke up last year.آن‌ها سال گذشته از هم جدا شدند.
bring aboutباعث شدنThe new policy brought about major changes.سیاست جدید باعث تغییرات بزرگی شد.
bring backبرگرداندن / یادآوری کردنThis song brings back good memories.این آهنگ خاطرات خوبی را زنده می‌کند.
bring upمطرح کردن / بزرگ کردن کودکShe brought up an important point.او نکته مهمی را مطرح کرد.
call backدوباره تماس گرفتنI’ll call you back in ten minutes.ده دقیقه دیگر دوباره با تو تماس می‌گیرم.
call offلغو کردنThey called off the meeting.آن‌ها جلسه را لغو کردند.
call onمراجعه/سر زدن به کسی؛ صدا زدن برای پاسخThe teacher called on me to answer.معلم از من خواست پاسخ بدهم.
calm downآرام شدن / آرام کردنTake a breath and calm down.یک نفس بکش و آرام شو.
carry onادامه دادنPlease carry on with your work.لطفاً کارت را ادامه بده.
catch upخود را رساندن / جبران عقب‌افتادگیI need to catch up on my emails.باید ایمیل‌های عقب‌افتاده‌ام را بررسی کنم.
check inپذیرش شدن در هتل/فرودگاهWe checked in at the hotel at 3 p.m.ساعت سه در هتل پذیرش شدیم.
check outبررسی کردن / تسویه و خارج شدنCheck out this new app.این برنامه جدید را ببین.
cheer upشادتر شدن / روحیه دادنI bought her flowers to cheer her up.برای روحیه دادن به او گل خریدم.
clean upتمیز و مرتب کردنLet’s clean up the kitchen.بیایید آشپزخانه را تمیز کنیم.
come acrossاتفاقی پیدا کردن / برخورد کردنI came across an old photo.اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.
come backبرگشتنWhat time are you coming back?چه ساعتی برمی‌گردی؟
come inوارد شدنCome in and have a seat.بیا داخل و بنشین.
come upپیش آمدن / مطرح شدنSomething urgent came up.یک موضوع فوری پیش آمد.
come up withپیدا کردن ایده/راه‌حلWe need to come up with a better plan.باید برنامه بهتری پیدا کنیم.
count onروی کسی/چیزی حساب کردنYou can count on me.می‌توانی روی من حساب کنی.
cut down onکم کردن مصرفI’m trying to cut down on sugar.دارم سعی می‌کنم مصرف شکر را کم کنم.
cut offقطع کردنThe storm cut off the electricity.طوفان برق را قطع کرد.
drop byسر زدن کوتاهDrop by anytime this afternoon.امروز بعدازظهر هر وقت خواستی سر بزن.
drop offرساندن کسی/چیزی و گذاشتنI’ll drop you off at the station.تو را جلوی ایستگاه پیاده می‌کنم.
drop outترک تحصیل/دوره کردنHe dropped out of college.او دانشگاه را رها کرد.
end upدر نهایت به وضعی رسیدنWe ended up staying home.در نهایت خانه ماندیم.
figure outفهمیدن / حل کردنI can’t figure out how this works.نمی‌توانم بفهمم این چطور کار می‌کند.
fill inپر کردن جای خالی / فرمFill in your name here.نامت را اینجا وارد کن.
fill outفرم را کامل کردنPlease fill out this form.لطفاً این فرم را کامل کن.
find outفهمیدن / کشف کردنI just found out the truth.تازه حقیقت را فهمیدم.
get along withرابطه خوبی داشتنI get along well with my coworkers.با همکارانم رابطه خوبی دارم.
get backبرگشتن / پس گرفتنWhen did you get back?کی برگشتی؟
get inوارد شدن / رسیدنWhat time did you get in last night?دیشب چه ساعتی رسیدی؟
get offپیاده شدنWe get off at the next stop.ایستگاه بعد پیاده می‌شویم.
get onسوار شدنShe got on the bus.او سوار اتوبوس شد.
get outبیرون رفتنLet’s get out of here.بیایید از اینجا برویم.
get overبهبود یافتن / پشت سر گذاشتنIt took me a week to get over the flu.یک هفته طول کشید تا از آنفلوآنزا خوب شوم.
get upاز خواب/جا بلند شدنI get up at seven every day.هر روز ساعت هفت بلند می‌شوم.
give awayبخشیدن / لو دادنShe gave away her old clothes.لباس‌های قدیمی‌اش را بخشید.
give backپس دادنPlease give my book back.لطفاً کتابم را پس بده.
give upتسلیم شدن / ترک کردنDon’t give up.تسلیم نشو.
go aheadادامه بده / شروع کنGo ahead and ask your question.بفرما، سؤالت را بپرس.
go backبرگشتنI need to go back to work.باید به سر کار برگردم.
go onادامه داشتن / ادامه دادنThe meeting went on for two hours.جلسه دو ساعت ادامه داشت.
grow upبزرگ شدنI grew up in a small town.در یک شهر کوچک بزرگ شدم.
hand inتحویل دادنHand in your assignment by Friday.تکلیفت را تا جمعه تحویل بده.
hang onصبر کردن / محکم گرفتنHang on a second.یک لحظه صبر کن.
hang outوقت گذراندن با دیگرانWe hung out after class.بعد از کلاس با هم وقت گذراندیم.
hold onصبر کردنHold on, I’m almost ready.صبر کن، تقریباً آماده‌ام.
keep onادامه دادنKeep on practicing every day.هر روز به تمرین ادامه بده.
look afterمراقبت کردنCan you look after the kids?می‌توانی از بچه‌ها مراقبت کنی؟
look forدنبال چیزی گشتنI’m looking for my keys.دنبال کلیدهایم می‌گردم.
look forward toمشتاق چیزی بودنI’m looking forward to the weekend.مشتاق آخر هفته‌ام.
look intoبررسی کردنWe’ll look into the problem.مشکل را بررسی می‌کنیم.
look outمواظب بودنLook out! There’s a car coming.مواظب باش! ماشین دارد می‌آید.
look upجست‌وجو کردن اطلاعاتLook the word up in a dictionary.کلمه را در فرهنگ لغت پیدا کن.
make upآشتی کردن / ساختن داستانThey argued, but later they made up.بحث کردند، اما بعداً آشتی کردند.
pick upبرداشتن / دنبال کسی رفتن / یاد گرفتنI’ll pick you up at six.ساعت شش دنبالت می‌آیم.
point outاشاره کردنShe pointed out a mistake.او به یک اشتباه اشاره کرد.
put awayسر جایش گذاشتنPut your phone away.گوشی‌ات را کنار بگذار.
put offبه تعویق انداختنDon’t put off your homework.تکلیفت را عقب نینداز.
put onپوشیدن / روشن کردن برنامهPut on your coat.کتت را بپوش.
put outخاموش کردنPlease put out the candle.لطفاً شمع را خاموش کن.
put up withتحمل کردنI can’t put up with the noise.نمی‌توانم این سروصدا را تحمل کنم.
run intoاتفاقی کسی را دیدن / برخورد کردنI ran into an old friend yesterday.دیروز اتفاقی یک دوست قدیمی را دیدم.
run out ofتمام کردن / تمام شدن موجودیWe’ve run out of milk.شیرمان تمام شده است.
set upراه‌اندازی کردنThey set up a new business.آن‌ها یک کسب‌وکار جدید راه انداختند.
show upظاهر شدن / رسیدنHe showed up late.او دیر رسید.
slow downآهسته‌تر شدنSlow down near the school.نزدیک مدرسه آهسته‌تر برو.
sort outحل و مرتب کردنWe need to sort out this problem.باید این مشکل را حل کنیم.
speak upبلندتر صحبت کردنCould you speak up, please?می‌شود کمی بلندتر صحبت کنید؟
stand upایستادنPlease stand up.لطفاً بایستید.
take afterبه یکی از اعضای خانواده رفتنShe takes after her mother.او به مادرش رفته است.
take awayبردن / حذف کردنPlease take these boxes away.لطفاً این جعبه‌ها را ببر.
take backپس گرفتن / پس بردنI take back what I said.حرفم را پس می‌گیرم.
take offدرآوردن لباس / بلند شدن هواپیماTake off your shoes.کفش‌هایت را دربیاور.
take onپذیرفتن مسئولیت/کارShe took on a new role.او مسئولیت جدیدی پذیرفت.
take outبیرون آوردن / بیرون بردنHe took out his phone.گوشی‌اش را بیرون آورد.
take overکنترل را به دست گرفتنA new manager took over.مدیر جدید مسئولیت را به دست گرفت.
throw awayدور انداختنDon’t throw that box away.آن جعبه را دور نینداز.
try onپرو کردنCan I try this jacket on?می‌توانم این کت را پرو کنم؟
turn downرد کردن / کم کردن صداShe turned down the job offer.او پیشنهاد شغلی را رد کرد.
turn offخاموش کردنTurn off the lights.چراغ‌ها را خاموش کن.
turn onروشن کردنTurn on the TV.تلویزیون را روشن کن.
turn upزیاد کردن / ظاهر شدنTurn up the volume a little.صدا را کمی زیاد کن.
wake upبیدار شدن / بیدار کردنI woke up early today.امروز زود بیدار شدم.
work outورزش کردن / حل شدنWe finally worked out the answer.بالاخره جواب را پیدا کردیم.
write downیادداشت کردنWrite down the new words.کلمات جدید را یادداشت کن.
break inبه زور وارد شدن / جا افتادنSomeone tried to break in last night.دیشب کسی تلاش کرد به زور وارد شود.
break outناگهان شروع شدنA fire broke out in the building.در ساختمان آتش‌سوزی شروع شد.
check up onسر زدن و بررسی کردنI called to check up on him.زنگ زدم تا از حالش باخبر شوم.
come overبه خانه/محل کسی آمدنWhy don’t you come over tonight?چرا امشب نمی‌آیی پیش ما؟
get throughتمام کردن / تماس برقرار کردنI finally got through to customer service.بالاخره توانستم با خدمات مشتریان تماس بگیرم.
go overمرور کردنLet’s go over the main points again.بیایید نکات اصلی را دوباره مرور کنیم.
keep upهم‌سطح ماندن / ادامه دادنIt’s hard to keep up with the class.همگام ماندن با کلاس سخت است.
leave outحذف کردن / جا انداختنDon’t leave out any important details.هیچ جزئیات مهمی را جا نینداز.
move onادامه دادن و رفتن به مرحله بعدLet’s move on to the next question.بیایید برویم سراغ سؤال بعدی.

چطور Phrasal Verbها را بهتر یاد بگیریم؟

  • هر فعل را با یک مثال کامل یاد بگیرید، نه فقط ترجمه فارسی.
  • فعل‌هایی را که در زندگی واقعی خودتان لازم دارید در جمله شخصی استفاده کنید.
  • هنگام گوش دادن به انگلیسی، phrasal verb را به‌صورت یک واحد بشنوید و یادداشت کنید.
  • هر روز ۵ تا ۱۰ مورد را مرور کنید و یک هفته بعد دوباره از خودتان تست بگیرید.

نکته مهم درباره رسمی و محاوره‌ای بودن

بسیاری از phrasal verbها در مکالمه و متن‌های نیمه‌رسمی طبیعی‌تر از معادل‌های تک‌کلمه‌ای هستند، اما این به معنی «غلط بودن» فعل‌های تک‌کلمه‌ای نیست. انتخاب واژه به موقعیت، لحن و معنی دقیق جمله بستگی دارد.

5 قانون طلایی برای Phrasal Verbها

فعل + particleمعنی تازهgive up = دست کشیدن
separableجداشدنیturn it off ✓
inseparableجداشدنی نیستlook after her ✓
pronoun ruleضمیر وسطpick it up ✓
learn in contextبا جمله یاد بگیرDon’t give up.

افعال عبارتی جداشدنی و جدانشدنی؛ نکته‌ای که باید بلد باشید

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گرامر Phrasal Verbs جای مفعول است. در افعال جداشدنی، مفعول اسمی می‌تواند وسط یا بعد از عبارت بیاید، اما اگر مفعول ضمیر باشد، معمولاً باید بین فعل و particle قرار بگیرد.

Phrasal Verbبا اسمبا ضمیرنوع
turn offTurn off the light. / Turn the light off.Turn it off.جداشدنی
pick upPick up the kids. / Pick the kids up.Pick them up.جداشدنی
look afterLook after the baby.Look after her.جدا‌نشدنی
come acrossI came across an old photo.I came across it.جدا‌نشدنی
get overShe got over the illness.She got over it.جدا‌نشدنی

Phrasal Verbهای خیلی مهم بر اساس موقعیت

خانه و کارهای روزمره

wake up, get up, turn on, turn off, clean up, put away

رفت‌وآمد و سفر

set off, check in, get on, get off, pick up, drop off

کار و درس

hand in, look up, go over, work out, catch up, carry on

روابط و ارتباط

get along, hang out, call back, bring up, calm down, cheer up

مشکل و راه‌حل

figure out, deal with, sort out, find out, come up with, get through

تغییر و پایان

give up, break up, end up, turn into, move on, run out

مکالمه کوتاه با Phrasal Verbهای پرکاربرد

A: Can you pick me up after work?

B: Sure. What time do you get off?

A: Around six. I need to drop off a package first.

B: No problem. I’ll call you back when I’m nearby.

A: Great. I’m trying to cut down on taxi rides.

عبارت‌ها را در یک سناریوی واقعی یاد بگیرید تا در مکالمه سریع‌تر به ذهن بیایند.

اشتباه‌های رایج در افعال عبارتی انگلیسی

  • Turn off it ✗ → Turn it off ✓
  • Look the baby after ✗ → Look after the baby ✓
  • هر فعل + حرف اضافه‌ای Phrasal Verb نیست؛ معنی ترکیب و رفتار دستوری آن مهم است.
  • یک Phrasal Verb ممکن است چند معنی داشته باشد؛ معنی را از جمله و بافت تشخیص دهید.
  • برای نوشتار رسمی همیشه Phrasal Verb را حذف نکنید؛ انتخاب به معنی و لحن بستگی دارد.

سؤال‌های پرتکرار درباره Phrasal Verbs

Phrasal Verb چیست؟
ترکیبی از یک فعل و یک یا دو particle است که اغلب معنی آن با فعل اصلی فرق می‌کند؛ مثلاً give با give up یک معنی ندارد.
چطور بفهمیم یک Phrasal Verb جداشدنی است؟
قاعده کاملاً قابل حدس نیست؛ بهترین کار این است که نوع آن را همراه معنی و مثال از یک دیکشنری معتبر یاد بگیرید. برای افعال جداشدنی، ضمیر معمولاً بین فعل و particle می‌آید.
برای مکالمه چند Phrasal Verb لازم است؟
عدد جادویی وجود ندارد. بهتر است ابتدا 30 تا 50 مورد بسیار پرتکرار مرتبط با زندگی خودتان را فعال یاد بگیرید و بعد دامنه را گسترش دهید.
آیا Phrasal Verbها فقط محاوره‌ای هستند؟
خیر. بسیاری در مکالمه بسیار رایج‌اند، اما بعضی در متن‌های رسمی هم طبیعی‌اند. انتخاب به معنی، لحن و بافت بستگی دارد.

تمرین کاربردی + پاسخ

  1. با pick up یک جمله با اسم و یک جمله با ضمیر بسازید.
  2. جای خالی را پر کنید: Please ___ the form ___ before Friday. (fill)
  3. سه Phrasal Verb مربوط به سفر را در یک داستان کوتاه استفاده کنید.
نمونه پاسخ

Pick up the book. / Pick it up.   |   Please fill the form in before Friday. / Please fill in the form before Friday.

جمع‌بندی 100 فعل عبارتی

برای یادگیری افعال عبارتی انگلیسی، معنی تنها کافی نیست. نوع جداشدنی/جدا‌نشدنی، جای ضمیر، یک مثال طبیعی و موقعیت استفاده را با هم یاد بگیرید. همین صفحه می‌تواند نقش یک مرجع مرور برای 100 Phrasal Verb پرکاربرد را داشته باشد.

افعال عبارتی انگلیسیافعال دو کلمه‌ایافعال پرکاربرد انگلیسیواژگان انگلیسیمکالمه انگلیسی

منابع آموزشی این درس

برای کنترل نکات گرامری و واژگانی این صفحه از منابع آموزشی معتبر استفاده شده است: