انگلیسی مثل آب خوردن
واژگان شغلی + مکالمه کاری

در این راهنما، اسم شغل‌ها به انگلیسی را فقط به شکل یک لیست حفظ نمی‌کنید؛ یاد می‌گیرید چطور شغل، حوزه کاری، کارفرما، نوع استخدام و تجربه کاری را در جمله‌های طبیعی معرفی کنید.

سطح پیشنهادیA1 تا B2
مثال و کاربرد100+ شغل
موضوع اصلیاسم شغل ها به انگلیسی

واژه‌های مهم درباره کار

Englishفارسی
jobشغل / یک موقعیت کاری مشخص
workکار؛ معمولاً غیرقابل‌شمارش
careerمسیر حرفه‌ای و شغلی در طول زمان
positionسمت یا جایگاه شغلی
occupationشغل؛ واژه رسمی‌تر برای نوع کار
professionحرفه تخصصی
full-time jobکار تمام‌وقت
part-time jobکار پاره‌وقت
permanent jobکار دائمی
temporary jobکار موقت

نام شغل‌ها به انگلیسی

مدیریت و کسب‌وکار

Englishفارسی
CEO / chief executive officerمدیرعامل
managerمدیر
general managerمدیر عمومی
project managerمدیر پروژه
sales managerمدیر فروش
marketing managerمدیر بازاریابی
supervisorسرپرست
team leaderسرپرست تیم
business ownerصاحب کسب‌وکار
entrepreneurکارآفرین
consultantمشاور
analystتحلیلگر

اداری و مالی

Englishفارسی
office workerکارمند اداری
receptionistمسئول پذیرش
secretaryمنشی
administrative assistantدستیار اداری
accountantحسابدار
bookkeeperدفتردار / مسئول ثبت حساب‌ها
bankerبانکدار
bank tellerمتصدی باجه بانک
cashierصندوقدار
auditorحسابرس
economistاقتصاددان

پزشکی و سلامت

Englishفارسی
doctor / physicianپزشک
family doctorپزشک خانواده
surgeonجراح
pediatricianمتخصص کودکان
psychiatristروان‌پزشک
dentistدندان‌پزشک
pharmacistداروساز
nurseپرستار
paramedicتکنسین فوریت‌های پزشکی
veterinarian / vetدامپزشک
dietitianمتخصص تغذیه
physiotherapistفیزیوتراپیست

آموزش و پژوهش

Englishفارسی
teacherمعلم
professorاستاد دانشگاه
principalمدیر مدرسه
deanرئیس دانشکده
studentدانش‌آموز / دانشجو
researcherپژوهشگر
scientistدانشمند
librarianکتابدار

فناوری و مهندسی

Englishفارسی
software developerتوسعه‌دهنده نرم‌افزار
programmerبرنامه‌نویس
web developerتوسعه‌دهنده وب
web designerطراح وب
systems analystتحلیلگر سیستم
IT specialistمتخصص فناوری اطلاعات
engineerمهندس
technicianتکنسین
mechanicمکانیک
electricianبرق‌کار

ساختمان و مشاغل فنی

Englishفارسی
construction workerکارگر ساختمانی
builderسازنده / بنا
carpenterنجار
plumberلوله‌کش
welderجوشکار
bricklayerآجرچین / بنا
painterنقاش ساختمان
repair technicianتعمیرکار

هنر و رسانه

Englishفارسی
writerنویسنده
journalistروزنامه‌نگار
reporterخبرنگار
photographerعکاس
graphic designerطراح گرافیک
actorبازیگر
musicianموسیقی‌دان
singerخواننده
film directorکارگردان فیلم
producerتهیه‌کننده

خدمات، فروش و حمل‌ونقل

Englishفارسی
chefسرآشپز
cookآشپز
waiter / serverپیشخدمت / سرویس‌دهنده
bartenderمتصدی بار
salespersonفروشنده
sales representativeنماینده فروش
retailerخرده‌فروش
driverراننده
taxi driverراننده تاکسی
bus driverراننده اتوبوس
truck driverراننده کامیون
pilotخلبان
flight attendantمهماندار هواپیما
travel agentکارشناس/نماینده آژانس مسافرتی
hairdresserآرایشگر مو
barberآرایشگر مردانه
cleanerنیروی نظافت
janitorسرایدار / نیروی خدمات ساختمان
farmerکشاورز
firefighterآتش‌نشان

قانون و امنیت

Englishفارسی
lawyerوکیل
attorneyوکیل؛ به‌ویژه در کاربرد آمریکایی
judgeقاضی
legal adviserمشاور حقوقی
police officerافسر پلیس
detectiveکارآگاه
security guardنگهبان امنیتی
bodyguardمحافظ شخصی

جمله‌های کاربردی درباره شغل

Englishفارسی
What do you do?شغلت چیست؟ / چه کار می‌کنی؟
I’m a software developer.من توسعه‌دهنده نرم‌افزارم.
I work for a small company.برای یک شرکت کوچک کار می‌کنم.
I work in sales.در بخش فروش کار می‌کنم.
I’m looking for a new job.دنبال کار جدید می‌گردم.
She works full-time.او تمام‌وقت کار می‌کند.
He has a part-time job.او یک کار پاره‌وقت دارد.
I applied for the position yesterday.دیروز برای آن موقعیت شغلی درخواست دادم.
She was promoted to team leader.او به سمت سرپرست تیم ارتقا گرفت.
He quit his job last month.او ماه گذشته از کارش استعفا داد.
The company is hiring.شرکت در حال استخدام است.
I have a job interview tomorrow.فردا مصاحبه شغلی دارم.
It’s a challenging but rewarding job.شغل سخت اما رضایت‌بخشی است.
The position is well-paid.این موقعیت حقوق خوبی دارد.
I work from home three days a week.هفته‌ای سه روز از خانه کار می‌کنم.

واژه‌های امروزی‌تر و خنثی از نظر جنسیت

در انگلیسی امروز معمولاً واژه‌های خنثی مثل police officer، firefighter، flight attendant و salesperson انتخاب‌های عمومی‌تر و حرفه‌ای‌تری هستند. واژه‌های قدیمی‌تر ممکن است هنوز دیده شوند، اما بهتر است زبان‌آموز ابتدا شکل‌های رایج و امروزی را یاد بگیرد.

Job، Work، Career و Position چه فرقی دارند؟

  • job: یک شغل مشخص؛ قابل‌شمارش است: I have two jobs.
  • work: مفهوم کلی کار؛ معمولاً غیرقابل‌شمارش است: I have a lot of work.
  • career: مسیر حرفه‌ای بلندمدت: She wants a career in medicine.
  • position: یک سمت یا جایگاه شغلی مشخص: I applied for a sales position.

چطور درباره شغل خودمان به انگلیسی صحبت کنیم؟

I’m a/an ...نام شغلI’m an accountant.
I work as ...سمتI work as a designer.
I work in ...حوزهI work in marketing.
I work for ...کارفرماI work for a tech company.
I’m self-employed.نوع اشتغالخویش‌فرما هستم.
I’m between jobs.وضعیت موقتفعلاً بین دو شغل هستم.

واژگان استخدام و محیط کار

Englishفارسی
full-timeتمام‌وقت
part-timeپاره‌وقت
self-employedخویش‌فرما
freelancerفریلنسر / آزادکار
employeeکارمند
employerکارفرما
colleague / coworkerهمکار
managerمدیر
shiftشیفت کاری
salaryحقوق ثابت
wageدستمزد
overtimeاضافه‌کاری
promotionارتقای شغلی
vacancyجای خالی شغلی
applicationدرخواست شغلی
resume / CVرزومه
job interviewمصاحبه شغلی

فعل‌های پرکاربرد برای صحبت درباره کار

عبارتمعنیمثال
apply for a jobبرای شغل درخواست دادنI applied for three jobs.
get hiredاستخدام شدنShe got hired last week.
start a jobشروع شغلI start my new job on Monday.
quit / resignترک کار / استعفا دادنHe resigned from his position.
get promotedارتقا گرفتنShe got promoted to manager.
get firedاخراج شدنHe was fired for repeated absences.
retireبازنشسته شدنMy father retired last year.
work remotelyدورکاری کردنI work remotely twice a week.

مکالمه کوتاه درباره شغل

A: What do you do?

B: I’m a graphic designer. I work for a small marketing agency.

A: Do you work from home?

B: Two days a week. The rest of the time I work at the office.

A: Do you like your job?

B: Yes. It can be stressful, but it’s creative and flexible.

Job، Work، Career، Profession، Occupation و Position

واژهمعنی/کاربردمثال
jobیک شغل مشخص و قابل‌شمارشI have a new job.
workمفهوم کار؛ معمولاً غیرقابل‌شمارشI have a lot of work.
careerمسیر حرفه‌ای بلندمدتShe wants a career in medicine.
professionحرفه تخصصی؛ اغلب نیازمند آموزش/مهارتTeaching is a rewarding profession.
occupationعنوان کلی شغل؛ در فرم‌ها رایجPlease state your occupation.
positionسمت یا جایگاه شغلی مشخصI applied for a sales position.

جمله‌های کاربردی برای مصاحبه شغلی

Englishفارسی
Tell me about yourself.درباره خودتان بگویید.
Why are you interested in this position?چرا به این موقعیت علاقه‌مندید؟
What are your strengths?نقاط قوت شما چیست؟
I have three years of experience in customer service.سه سال سابقه در خدمات مشتری دارم.
I’m comfortable working in a team.با کار تیمی راحت هستم.
I’m looking for an opportunity to grow.دنبال فرصتی برای رشد هستم.
When would you be available to start?چه زمانی می‌توانید شروع کنید؟

سؤال‌های پرتکرار درباره اسم شغل‌ها به انگلیسی

برای پرسیدن شغل کسی بگوییم What is your job? یا What do you do?
هر دو قابل فهم‌اند، اما What do you do? در مکالمه روزمره بسیار طبیعی و رایج است.
فرق job و work چیست؟
job معمولاً یک شغل قابل‌شمارش است؛ work مفهوم کلی کار و غالباً غیرقابل‌شمارش است.
برای معرفی شغل از a/an استفاده می‌کنیم؟
بله، وقتی نام شغل مفرد قابل‌شمارش باشد: I’m a teacher. / She’s an engineer.
واژه‌های gender-neutral چرا بهترند؟
در انگلیسی امروزی عنوان‌هایی مثل police officer، firefighter و flight attendant عمومی‌تر و حرفه‌ای‌ترند.

تمرین کاربردی

  1. خودتان یا یک فرد فرضی را با I work as... معرفی کنید.
  2. یک جمله با work in و یک جمله با work for بسازید.
  3. سه عبارت از بخش استخدام را در یک داستان کوتاه استفاده کنید.

جمع‌بندی مشاغل به انگلیسی

برای یادگیری اسم شغل‌ها به انگلیسی فقط ترجمه واژه‌ها را حفظ نکنید. نام شغل را همراه با فعل‌های work as / work in / work for، وضعیت استخدام، محیط کار و جمله‌های مصاحبه تمرین کنید تا واژگان شغلی وارد مکالمه فعال شما شوند.

شغل‌ها به انگلیسیمشاغل انگلیسیواژگان شغلی انگلیسیمعرفی شغلمکالمه کاری

منابع آموزشی این درس

برای کنترل نکات گرامری و واژگانی این صفحه از منابع آموزشی معتبر استفاده شده است: