اصطلاحات و عبارات انگلیسی با ترجمه فارسی
اصطلاحات انگلیسی کار و محیط کار؛ ۵۰ مثال با معنی فارسی | اصطلاحات و جملات کاربردی انگلیسی سری بعدی
۵۰ مثال کاربردی انگلیسی مرتبط با موضوع؛ معنی فارسی دقیقاً زیر هر مثال آمده است.
مطالب و توضیحات اصلی درس
اصطلاحات و جملات کاربردی انگلیسی
Love is Wide Ocean that joins two shores
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند می دهد
------------------------------
Life without love is none sense and goodness without
Love is impossible
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
------------------------------
Love is something silent, but it can be louder than anything
When it talks
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
------------------------------
Love is when you find yourself spending every wish on him
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
------------------------------
Love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
------------------------------
Love is like a flower which blossoms with trust
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
------------------------------
Love is afraid of losing you
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
------------------------------
No matter what the question is love is the answer
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
------------------------------
When you have nothing left but love than for
the first time you become aware that love is enough
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
------------------------------
Love is the one thing that still stands when all else has fallen
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
------------------------------
Love is like the air we breathe it may not always be seen,
but it is always felt and used and we will die without it
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه
احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
------------------------------
Love is totally forgetting you to someone that is always
Remembering you at all times
عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و
در همه حال شما را به یاد دارد
------------------------------
Horse of a different color
معنی: یک موضوع دیگر، یک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ
Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.
اریک دوست دارد با دوستانش شوخی کند، اما مواظب است که کسی از شوخیهای او ناراحت نشود. شوخیای که کسی را ناراحت کند یک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن یک چیز است و آزردن دیگری با شوخی چیز دیگری است.
------------------------------
Take it on the lamb
معادل فارسی: در رفتن
Poor Rich has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.
بیچاره ریچارد همیشه بـا پلیس مشکل داشته. وقتی فهمیـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شد در بره. برای اینکه گیر نفته و تو زندون نیفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.
------------------------------
Cat got your tongue
معادل فارسی: موش زبانت را خورده خجالتی
What's the matter? Cat got your tongue?
موضوع چیه؟ موش زبونت رو خورده؟ یعنی چرا حرف نمیزنی
------------------------------
Get in someone's hair
معنی: کسی را اذیت کردن
- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.
- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.
- من میدونم که بچهها اذیتت میکنند، اما باید سعی کنی نذاری این موضوع تو رو خیلی ناراحت کنه.
- ببین جیم. من نمیتونم کاریـش کنم. بچههـا منو اذیـت میکنند و منو خیلی عصبانی میکنند.
------------------------------
Jump down someone's throat
معنی: یقه کسی را گرفتن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن
You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around :. I don't intend to be late!
مجبور نیـستی اینقـدر با عصبانیت با من برخـورد کنی! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت : برمیگردم خونه. من قصد ندارم دیر بیام!
------------------------------
Shoot off one's mouth
معنی: لاف زدن، غلو کردن
Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouth about how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.
جیم زیاد تنیس بازی نمیکنه، اما همیشه در مورد اینکه چقدر خوب بازی میکنه غلو میکنه. البته اون کسی رو دست نمیندازه. جیم تا اندازهای یک «لاف زن» هستش و همه میدونند که بدون اینکه همه چیز رو بدونه ابراز عقیده میکنه و طوری حرف میزنه که انگار همه چیز رو درباره بازی میدونه.
-----------------------------
Pull someone's leg
معنی: کسی را دست انداختن
- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!
- هی، اَل، من برای داوری تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داری من رو دست میندازی!
------------------------------
Get off someone's back
معنی: دست از سر کسی برداشتن
- Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something.
- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight.
- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
- Get off my back! I can't go anywhere!
- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.
- هی، جان. من خسته شدم. بیا بریم بیرون یه کاری بکنیم.
- متأسفم، الآن دارم خودم رو برای یک امتحان فیزیک آماده میکنم. امشب نمیتونم بیام.
- تو خیلی وقته که داری درس میخونی. چرا یک کم استراحت نمیکنی؟
- دست از سرم بردار! من هچ جا نمیتونم بیام!
- باشه، دیگه اذیتت نمیکنم فقط به این شرط که قول بدی هر موقع کارت تموم شد بهم بگی.
------------------------------
People who live in glass houses shouldn't throw stones
توضیح: وقتی کسی خودش هم مقصر است نباید دیگران را سرزنش کند.
Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good. Janet simply didn't accept the fact that she should not pass judgment on other people when she is just as bad as they are.
جانت همیشه دوستش لوئیس را بخاطر اینکه با سرعت زیاد رانندگی میکند، سرزنش میکند، درحالیکه خودش بخاطر سرعت غیرمجاز گواهینامهاش توقیف شده است. لوئیس یک دفعه سعی کرد به او بگوید که وقتی خودت هم مقصر هستی نباید دیگران را سرزنش کنی، اما این زیاد فایده نداشت. جانت این حقیقت را قبول نکرد که نباید در مورد دیگران حکم صادر کند وقتی که به اندازه آنها مقصر است.
------------------------------
Fishy
معنی: عجیب، مشکوک
When the security guard saw a light in the store, it seemed to him that there was something fishy going on. He called the central office and
explained to his superior that he thought something strange and suspicious was occurring.
وقتی نگهبان نوری را در مغازه مشاهده کرد، به نظرش رسید که چیز مشکوکی در حال اتفاق بود. او با دفتر مرکزی تماس گرفت و به مافوقش گفت که به گمان او چیز عجیب و مشکوکی در حال وقوع بود.
------------------------------
Go to the dogs
معنی: مخروبه شدن
Have you seen their house lately? It's really gone to the dogs.
It's true that it has become run-down and in serious need of repair, but I'm sure that it can be fixed up to look like new.
اخیراً خانه آنها را دیدهای؟ آن واقعاً به مخروبه تبدیل شده است. این درست است که مخروبه شده است و به تعمیرات اساسی نیاز دارد، اما من مطمئنم که میتواند طوری تعمیر شود که نو به نظر برسد.
------------------------------
All thumbs
معادل فارسی: دست و پا چلفتی، بی دست و پا
- Hey, Bea. Can you help me out? I don't seem to be able to button up the back of my dress.
- Sure. Let's see if I can do it for you.
- I guess I'm all thumbs because I'm so nervous. I'm already late for my date.
- Well, I suppose that being so nervous would make you clumsy and awkward. But don't worry, I'm sure your date will wait.
- هی،بی. میتونی کمکم کنی؟ فکر نمیکنم بتونم دکمههای عقب لباسم رو ببندم.
- البته. بزار ببینم میتونم این کار رو برات بکنم.
- فکر کنم دست و پا چلفتی شدم آخه خیلی عصبی هستم. الآن برای قرار ملاقات دیرم شده.
- خب، گمان کنم عصبی بودن تو رو اینقدر بیدست و پا میکنه. اما نگران نباش، مطمئنم که دوستت منتظر می مونه.
------------------------------
Not to have a leg to stand on
توضیح: دلیلی برای اثبات سخن خود نداشتن
He won't have a leg to stand on unless he can prove that ...
او دلیلی برای اثبات گفته خود نخواهد داشت مگر اینکه بتواند ثابت کند که ...
Without evidence, we don't have a leg to stand on.
بدون مدرک ما هیچ دلیلی برای اثبات گفته خود نداریم.
------------------------------
Shake a Leg
معنی: شتاب کردن، عجله کردن
- Mary, you always take such a long time to put on your makeup. Come on, shake a leg!
- I'll be finished in a minute. Be patient.
- You've got to hurry or else we won't arrive on time to see the last show.
- مری، تو همیشه کلی طول میکشه که خودت رو آرایش کنی. بجنب دیگه!
- تا یک دقیقه دیگه کارم تموم میشه. صبر داشته باش.
- باید عجله کنی، وگر نه برای دیدن آخرین نمایش به موقع نمیرسیم.
------------------------------
Stick Out One's Neck
معنی: ریسک کردن، خطر کردن
Why should I stick my neck out for them?
چرا باید خودم را به خاطر آنها به خطر بیاندازم؟
------------------------------
Holy cow!
توضیح: از این اصطلاح بیشتر برای بیان احساساتی مانند غافلگیری یا عصبانیت استفاده میشود. این اصطلاح میان نوجوانان بسیار شایع است.
"Holy Cow!" she said as she saw his car after the horrible accident.
او وقتی ماشینش را پس از آن تصادف وحشتناک دید گفت: «خدای من!»
Holy cow! How did she do that?خدای من! او چطور این کار را کرد؟
- grocery store اشاره داره به همون سوپری بقالی! هایی که سر کوچتون هست و معمولا هم از شیر مرغ تا جون ادمی زاد توش پیدا میشه!
- to Hail a cab یعنی تاکسی گرفتن به این صورت که کنار خیابون وایسین و دستتونو تکون بدین یا صدا بزنین که تو ایران هم این کار خیلی رایجه.
----------------------
- دو اصطلاح come in و come on in رو تو فیلم های امریکایی خیلی زیاد میشنوین. هر دو هم معنی هستن و برای وقتیه که از کسی بخواین که بیاد تو. یعنی معنیشون در حالت کلی میشه “بیا تو”.
حالا نکته اینجاس که اگه دقت کرده باشین معمولا come in رو با please میارن اما با come on in تقریبا هیچ وقت please نمیارن.
علتش هم اینه که come in خیلی خودمونی تره و در مقابل come on in هم با اینکه تقریبا حالت اینفرمال داره اما بار ادبی داره. نه اینکه بگم come in زشته نه ، درواقع come in حالت خنثی داره! یعنی نه زشته و نه مودبانه در حالی که come on in خودش به تنهایی یه عبارت مودبانه ست برای همینه که با please نمیاد در حالی که چون come in حالت خنثی و خیلی خودمونی تره ، موقع استفاده یه please بهش اضافه می کنن.
البته خود come on in رو ممکنه که بشنوین با please بیارن که طبیعیه.
با نمونه ی فارسی این عبارت بهتر متوجه قضیه میشین:
“بیا تو” »» خیلی خودمونی – نه زشته و نه مودبانه
“تشریف بیارین” »» مودبانه
“لطفا تشریف بیارین” »» مودبانه
اوردن لطفا تو “لطفا تشریف بیارین” یه کار اضافیه. ما لطفا رو میاریم تا عبارتمون مودبانه باشه اما وقتی خود عبارت “تشریف بیارین” یه عبارت مودبانه اس پس اوردن لطفا یه کار اضافیه
----------------------
۱- همگیه شما با کاربردهای would اشنا هستین اما جالبه بدونین که این واژه تو گفتگوهای روزمره یه کاربرد جالب و البته کمی هم گیج کننده داره. به مکالمه ی زیر دقت کنین تا بگم اون نکته ی گیج کننده اش چیه:
A: this car keeps breaking down. It’s driving me mad
B: too bad. Sounds like you got a real lemon. I would sell that car and buy a new one
تو جمله ی بالا شخص b نمیگه که ماشینی فروختم بلکه میگه اگه جای اون فرد بود این کار رو میکرد. در واقع انتهای جمله b اینطوریه : if I were you, I would sell that car یعنی من اگه جای تو بودم اون ماشینو می فروختم. می بینین که if I were you حذف شده و تو فارسی هم ما همین حذف رو داریم یعنی مثلا به جای اینکه بگیم ” اگه من جای تو بودم اون ماشینو می فروختم” میگیم : “من بودم اون ماشینو می فروختم”
A: این ماشین مرتب خراب میشه. داره دیوونم می کنه.
B: چه بد. به نظر میاد که چیز بیخودی گیرت اومده. من بودم اون ماشینو می فروختم و یکی جدیدشو می خریدم.
----------------------
Deal از این جهت واژه ی مهمیه که تو کشور مصرف گرایی مثل امریکا یه واژه ی بسیار پرکاربرد محسوب میشه. اگه راتون به این کشور بیوفته ، بارها و بارها با این واژه رو به رو میشین.
ببینین معادل دقیقی برای Deal تو فارسی نیست. برای همین باید تو جمله توضیح بدم. Deal یعنی قیمت توافقی یک کالا به طوری که به نفع طرفین باشه یعنی قیمت مناسب یا بهتر بگم قیمت کم یا ارزون
مثال:I got a good deal on this cell
عبارت بالا میگه که من قیمت موبایل رو مناسب دیدم به قیمت ارزونی با فروشنده به توافق رسیدم و اونو خریدمش.
مثال: فرض کنین که دارین میرین به یه فروشگاه اونجا ممکنه موقع قیمت کردن کالاها ، فروشنده بهتون بگه : you can’t find a good/better deal anywhere
فروشنده داره به شما میگه که هیچ جا این جنسا رو با این قیمت خوب منظور ارزون نمیتونی پیدا کنی.
مثال: you can buy pants for $ which sounds like a good deal
” شما می تونین با ۱۰ دلار دو تا شلوار بخرین که به نظر پشنهاد خوبیه”
خب پس بیاین اینطور نتیجه بگیریم که: A good deal: a good price or offer
فرمول کلی deal: get/find a good/great/better deal on something
پس دقت داشته باشین که با حرف اضافه ی on باید بکار برده شه.
حالا یه چیز جالب! با chemistry به معنی “شیمی” اشنا هستین. محض اطلاع این واژه می تونه به معنی “حس قوی عاشقانه بین دو نفر” باشه. یعنی وقتی شما مثلا به زیدتون! میگین I don’t have any chemistry with you anymore یعنی “من دیگه هیچ حسی نسبت به تو ندارم”
مثال: there’s a real chemistry between me and my wife
” یه رابطه ی حس خیلی قوی عاشقانه بین من و همسرمه”
نکته: همین مثال رو میشد اینطوری هم گفت: me and my wife have a lot of chemistry
----------------------
come to terms with sb/sth: این اصطلاح وقتی در مورد انسان بکار میره یعنی اینکه با کسی با وجود اینکه اون طرف بد خلقه یا بد اخلاقه یا هرچی ، کنار بیاین و در مورد غیر انسان هم همینطور یعنی با موقعیت نه چندان مناسبی کنار اومدن قبول کردن شرایط بد
مثال: it took years for Rob to come to terms with his mother’s death
“سالها طول کشید تا راب با مرگ مادرش کنار بیاد”
----------------------
be on good/bad/friendly terms with sb یعنی با کسی خوب جور بودن ، با کسی جور نبود ، رابطه ی خوبی نداشتن
مثال: Tim’s still on good terms with his ex
” تیم هنوزم با همسر سابقش رابطه ی خوبی داره”
* not on speaking terms with sb یا not speaking یعنی با کسی حرف نزدن یا به عبارتی “با کسی قهر بودن”
مثال: Clair and Andy aren’t speaking
” کلیر و اندی باهم قهرن”
----------------------
- have/get goose bumps : دقیقترین معادل واسه این اصطلاح اینه: “مو به تن ادم سیخ شدن” ، ” کرک و پر کسی ریختن!”
مثال:
?Guy : Do you think Game is a good rapper
Guy : yeah, I love his voice. I get goosebumps every time I listen to his songs
Guy : ya, right on. I get a real buzz outta listening to his music
: به نظرت the game رپر خوبیه؟
۲: اره خب من عاشق صداشم. وقتی به اهنگاش گوش میدم ، مو به تنم سیخ میشه.
۳: اره حق با توئه موافقم. از شنیدن اهنگاش خیلی حال می کنم.
مثال:
?A: did you like the movie Saw
!B: not at all! It gives me goosebumps every time I think about it. That was so scary
A: از فیلم اره ۶ خوشت اومد؟
B: نه اصلن! هر موقع بهش فکر می کنم مو به تنم سیخ میشه. خیلی ترسناک بود.”
----------------------
- تو فارسی وقتی موقعیتی پیش بیاد که مجبور شیم بزنیم زیر قولمون ، میگیم: “من نیستم” یعنی نمی تونم پای قولی که قبلا دادم یا موافقت کردم که کاری رو انجام بدیم ، بمونم. تو انگلیسی هم اصطلاح رایج bow out دقیقا همین کاربرد رو داره. البته نمیشه گفت معنی دقیق این اصطلاح “پا پس کشیدنه” چون “پا پس کشیدن” یا به عبارتی “جا زدن” از روی ترسه اما bow out دلیلش الزاما ترس نیست و می تونه هر دلیلی داشته باشه. مثلا شاید موقعیتی پیش بیاد که مجبور شین خودتونو بکشین کنار. یعنی اینو می خوام بگم که bow out حس نامردیه طرف رو نمی رسونه! چون وقتی می گیم فلانی جا زد ، نامردی اون طرف هم القا میشه اما bow out اینطور نیست.
مثال: I bow out: من نیستم not do sth that I have promised or agreed to do
مثال: Ralph bowed out of the project at the last minute
” رالف تو اخرین لحظه از پروژه عقب کشید همراهی نکرد”
یه مفهوم دیگه ی bow out اینه: “کنار کشیدن” .باید دقت داشته باشین که bow out تو این مفهوم با این ساختار میاد: bow out of sth
مثال: two more Republicans have bowed out of the presidential race
” دو جمهوری خواه دیگه از گردونه ی رقابت های ریاست جمهوری کنار کشیدن”
----------------------
اگه ما نا خواسته حرفی رو بزنیم که نباید میزدیم ، اصطلاحا میگیم “از دهنم پرید”. تو انگلیسی هم برای یه همچین موقعیتی از slip out استفاده می کنیم.
I’m sorry. I didn’t mean to say that. It just slipped out
” متاسفم. قصدم این نبود که اون حرفو بزنم. یهو از دهنم پرید.”
* نکته: معمولا همیشه کنار slip out واژه just هم میاد. این به این خاطره که slip out یه اتفاق ناخواسته unwanted ست. اینجا هم just مفهوم accidentally رو به شنونده منتقل می کنه. پس it slipped out یعنی از دهنم پرید و I just slipped out یعنی یهو نا خواسته از دهنم پرید یا به عبارتی عمدی در کار نبود.
----------------------
that/it figures تو گفتگوهای روزمره ی امریکایی کاربرد داره. به این صورت که بگیم اتفاقی که افتاده رو انتظار داشتیم انتظار یه همچین اتفاقی رو داشتیم هر چند که شاید مطابق باب میل نباشه. پس تو اون مفهوم منفی بکار میره. حالا یعنی چی تو مفهوم منفی؟
دو حالت زیر رو فرض کنین:
- ما از کسی می خوایم که مقداری پول بهمون قرض بده و قرض میده و انتظارشو داشتیم که قرض بده.
- ما از کسی می خوایم که مقداری پول بهمون قرض بده اما نمیده و انتظارشو داشتیم که بهمون قرض نده.
خب تو هر دو حالت ما انتظارشو داشتیم اما اولی حالت مثبت داشت و دومی حالت منفی. و ما معمولا “انتظار داشتن figure” رو برای حالت دوم بکار میبریم که منفیه.
مثال:
A: he said he don’t want to talk to you after that accident anymore
B: that figures
A: اون گفت که بعده اون تصادف دیگه نمی خواد با تو حرف بزنه.
B: طبیعیه انتظارشو داشتم – اگه غیر از این میکرد تعجب می کردم
پس اگه شخص b انتظار داشت که اون طرف میاد و میومد دیگه نمی گفت: that figures – چون اومدن یه کار مثبته – دقت داشته باشین که منظور از منفی بودن ، مفهوم جمله اس نه الزاما ساختار جمله. مثل مثال های زیر
A: she was late again
B: that figures
جمله ی اول ساختارش مثبته اما مفهومش منفی
مثال:
A: they’re out of chocolate
B: figures
A: شکلاتشون تموم شده.
B: طبیعیه انتظارش میرفت هرچند که باب میلمون نبود
یه مثال دیگه این بار تو جمله:
It figures that she’d be mad at you after what you say
” طبیعیه که از دستت ناراحت باشه بعده اینکه اون حرفا رو بهش زدی”
----------------------
dead beat;dead tired
کاملا خسته و فرسوده
dead drunk
کاملا مست
dead loss
خسارت کامل و غیر قابل جبران
شخص نا قابلی که نمی توان از وجودش استفاده کرد
a dead silence
سکوت کامل و مداوم
dead calm نیز به همین معناست.
dead slow
تقریبا غیر متحرک ، متوقف
for good or ill
هرچه باداباد ، هرچه می خواهد بشود
great and small
همه انواع جانداران،همه موجودات زنده،ریزودرشت
good,bad or indifferent
خوب ، بد ، یا بی نظر
high and dry
تک و تنها ، بدون حامی
high and low
همه جا ، هر جا
drunk or sober
چه خواب و چه بیدار ، چه مست و چه هوشیار
by fair means or foul
بطور درست یا نادرست ، مشروع یا نامشروع
fair and square
بطور عادلانه ، به طریق منصفانه
few and far between
نا یاب،نادر،غیر مکرر
free and easy
دمدمی ، لا قید ، بی ملاحظه
To air
خشک کردن ، تهویه کردن،اطلاع رسانی
to alleviate
آرام کردن ، تسکین دادن
to apprehend
بیم داشتن ، دستگیر گردن
to ask
پرسیدن / خواستن / جویا شدن / درخواست کردن
to attend
شرکت کردن ، حضور یافتن
to bandy words with someone
رد و بدل کردن حرف های تند با کسی در دعوا ، با کسی مشاجره لفظی داشتن
to abandon
ترک کردن/قطع امید کردن/از طرح یا نقشه ای صرف نظر کردن/از زن و فرزند خود متارکه کردن
to achieve
برآورده کردن هدف/منظور/به موقعیتی نائل شدن/در زندگی اجتماعی وجهه ای کسب کردن
to acknowledge
وصول نامه ای را اعلام کردن/پذیرفتن شکست/به اشتباه خود مقر بودن/از لطف کسی قدر شناسی کردن
to acquire
کسب کردن دانش/بدست آوردن ذوقبرای کار یا چیزی/بخود گرفتن نوعی تلفظ
to adopt
کودکی را به فرزندی قبول کردن/پذیرفتن طرح یا نظری/خو گرفتن به عمل/اختیار کردن مقیاس های جدید
ancient and modern
در سراسر طول تاریخ / اعم از گذشته و حال
for better or for worse
هرچه باداباد/هرچه می خواهد بشود
black and blue
در مورد کوفتگی و ضربه خوردن سیاه و کبود
cut and dried
صاف و پوست کنده/قاطع و روشن/سنجیده و بی پرده
dead and gone ; dead and buried
مرده و از دست رفته/مرده و فراموش شده
dead
هر گاه بصورت اصطلاح بکار رود می تواند معانی مختلفی داشته باشد مثلا:
a dead language
زبانی را گویند که دیگر تکلم نمی شود
a dead letter
نامه ای که در پست خانه به علت معلوم نبودن آدرس بلا تکلیف مانده است
قانونی که ضامن اجرایی ندارد
a dead line
کالایی که مغازه دار بعلت عدم تقاضای مشتری از خرید و فروش آن دست کشیده
dead stock
کالایی در بازار که خریدار ندارد
a dead wire
سیمی که برق در آن جریان ندارد
dead in the eye of the law
محروم از حقوق مدنیت
be/go dead
در مورد تلفن گفته می شود که کار نمی کند
Your eyes see beautiful
چشمتون قشنگ می بینه
Your face it haunts my once pleasant dreams
صورتت تمام رویا های من رو شکار می کرد
your friend's new car
ماشین جدید دوستتان
Your nose is running
آب دماغت داره میاد
Your operation will be with a local anesthetic
جراحی شما به صورت بی حسی موضعی انجام میشود.
Your place is very empty
جات خیلی خالیه
Your presence still lingers here
چون وجودت رو هنوز اینجا احساس می کنم
your shirt is what i really adore
لباست منو کشته
Your step on my eye
قدمت روی چشمم
Your tooth needs to be extracted
دندانتان باید کشیده شود.
Your underwear is showing
زیر پوشت بیرونه.
Your voice it chased away all the sanity in me
صدات عقل و هوشم رو از من می گرفت
Your warm breath
دمت گرم
yours
مال شما
Yours ever
قربانت. در آخر نامه
yours truly
چاکر ، مخلص ، بنده
yourself
خودت
yourselves
خودتان
You’re welcome
خواهش می کنم
Zeal
اشتیاق - علاقه زیاد
Zebrra Crossing
خط عابر پیاده
Zip code
کد پستی
zip it up
ساکت باش
You will pay for that
ضررش رو میبینی مجازات میشی
You won’t have any problems with it
باهاش مشکلی نخواهی داشت
You won’t succeed unless you try.
موفق نمی شوی مگر اینکه کوشش کنی
You would become the personthat you think of
daily
شما آن کسی می شوید که هر روز در باره اش فکر می کنید
You'd better make up your mind
بهتره تصمیمتو بگیری
You'll get wet
خیس خواهی شد
You'll marry him over my dead body
مگر اینکه از روی جنازه ام رد بشی تا با اون ازدواج کنی
You're a fine one to talk
تو برای هم صحبت شدن آدم بی خودی هستی
you're an angel
تو واقعا یک فرشته نجات هستی
You're chickening out
داری جا می زنی. می ترسی.
You're getting me all confused
من رو داری کاملا گیج میکنی
You're giving me my life back
تو زندگی رو بهم بر می گردونی
You're here
تو اینجایی
You're mine always and forever
و مال منی، برای همیشه
You're my everything
تو همه چیز من هستی
You're my sunshine
تو طلوع منی
you're pulling my leg!
منو دست ننداز
You're welcome.
خواهش می کنم
You're welcome to try
بفرما امتحانش مجانیه.
you've made your bed and you must lie on it
تو خودت باید تاوان کارت را پس دهی
You`d better make up your mind
بهتره تصمیمتو بگیری
you`ve got belly
شکم اوردی
youngest girl
جوانترین دختر
Your application is in hand
درخواست شما در دست اقدام است.
your behavior is quite out of line
رفتارت دیگه قابل تحمل نیست
