رفتن به محتوای اصلی
انگلیسی مثل آب خوردن انگلیسی مثل آب خوردن

چگونه ضرب‌المثل‌های انگلیسی را با معنی فارسی یاد بگیریم؟

برای یادگیری ضرب‌المثل، فقط ترجمهٔ واژه‌ها کافی نیست. جمله‌ای مثل Actions speak louder than words ظاهراً دربارهٔ بلندی صدا حرف می‌زند، اما پیام آن این است که عمل از حرف مهم‌تر است. بنابراین در هر مدخل، سه چیز را از هم جدا کن: صورت انگلیسی، ترجمهٔ لفظی و معادل یا پیام فارسی. در بسیاری از موارد، تنها دو مورد اول یا دوم دقیقاً برابر نیستند.

در متن قدیمی این صفحه هم ضرب‌المثل سنتی وجود دارد، هم اصطلاح محاوره‌ای و هم جملهٔ مشهور یا نقل‌قول. همه را برای حفظ آرشیو نگه داشته‌ایم، ولی این تفاوت را روشن می‌کنیم: proverb پندی عمومی در قالب جملهٔ کوتاه است؛ idiom ترکیبی است که معنی‌اش لزوماً از تک‌تک واژه‌ها به دست نمی‌آید؛ و quotation ممکن است نقل‌قول از شخص یا اثری مشخص باشد. لازم نیست همهٔ جمله‌ها را در مکالمهٔ روزمره استفاده کنی.

برای تمرین مؤثر، از هر گروه فقط چند عبارت را انتخاب کن. ابتدا معنی را بخوان؛ سپس موقعیتی را تصور کن که یک انگلیسی‌زبان آن عبارت را به کار می‌برد. یک جملهٔ نمونه با آن بساز و روز بعد بدون نگاه‌کردن دوباره بازگو کن. این روش از حفظ فهرست‌های طولانی بدون کاربرد بهتر است.

۱۲ ضرب‌المثل کاربردی انگلیسی با ترجمهٔ فارسی

اگر فرصت مطالعهٔ فهرست طولانی را نداری، از این ۱۲ عبارت شروع کن. چند مورد در فهرست اصلی نیز آمده‌اند و بقیه برای کامل‌شدن مسیر آموزشی افزوده شده‌اند. این بخش نمونه‌های استاندارد و مناسب مکالمه را یکجا به تو نشان می‌دهد؛ فهرست کامل و بدون حذف، در ادامهٔ همین مقاله آمده است.

Actions speak louder than words.

عمل از حرف رساتر است؛ به عمل کار برآید، نه به سخن.

کاربرد: وقتی نتیجهٔ عملی مهم‌تر از قول و وعده است.

Practice makes perfect.

کار نیکو کردن از پُر کردن است؛ تمرین موجب پیشرفت می‌شود.

کاربرد: برای تشویق به تمرین مستمر.

Better late than never.

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

کاربرد: وقتی کاری با تأخیر ولی بالاخره انجام شده است.

Where there is a will, there is a way.

خواستن توانستن است.

کاربرد: برای تأکید بر پشتکار و یافتن راه‌حل.

Look before you leap.

بی‌گدار به آب نزن.

کاربرد: پیش از تصمیم پرخطر فکر کن.

Honesty is the best policy.

صداقت بهترین راه و روش است.

کاربرد: توصیه به راست‌گویی.

You reap what you sow.

هر چه بکاری همان را درو می‌کنی.

کاربرد: رفتار و تلاش نتیجه دارد.

When in Rome, do as the Romans do.

در هر محیط، عرف همان محیط را بشناس و رعایت کن.

کاربرد: هنگام سفر یا ورود به فرهنگ تازه.

The early bird catches the worm.

سحرخیز باش تا کامروا شوی.

کاربرد: اقدام به‌موقع فرصت ایجاد می‌کند.

No pain, no gain.

نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود.

کاربرد: وقتی پیشرفت نیازمند تلاش است.

All that glitters is not gold.

هر گردی گردو نیست؛ ظاهر فریبنده است.

کاربرد: برای هشدار دربارهٔ قضاوت از روی ظاهر.

A friend in need is a friend indeed.

دوست واقعی در روز سختی شناخته می‌شود.

کاربرد: دربارهٔ دوستی قابل‌اعتماد.

دسته‌بندی ضرب‌المثل‌ها بر اساس موقعیت

تلاش، موفقیت و شکست

بیشتر این عبارت‌ها برای انگیزه دادن، توضیح تجربه و نتیجهٔ کار به کار می‌روند. در فارسی ممکن است تصویر ادبی متفاوتی داشته باشند.

Never too old to learn.

برای یادگیری هیچ‌وقت دیر نیست.

If at first you don’t succeed, try again.

اگر بار اول موفق نشدی، دوباره تلاش کن.

Well begun is half done.

شروع خوب، نیمی از راه است.

دوستی، رابطه و رفتار

برای شناخت روابط و انتخاب عبارت مناسب، توجه کن که بعضی جمله‌ها پند عمومی هستند و بعضی حالت کنایه دارند.

Absence makes the heart grow fonder.

دوری گاهی محبت را بیشتر می‌کند.

Birds of a feather flock together.

کبوتر با کبوتر، باز با باز.

You can’t please everyone.

نمی‌توان همه را راضی نگه داشت.

قضاوت، احتیاط و تصمیم

معنی این گروه اغلب دربارهٔ پرهیز از عجله، دیدن ظاهر و سنجیدن پیامد کار است.

Don’t judge a book by its cover.

از روی جلد کتاب قضاوت نکن؛ ظاهر همیشه گویا نیست.

Prevention is better than cure.

پیشگیری بهتر از درمان است.

Haste makes waste.

عجله باعث اشتباه و اتلاف می‌شود.

گذشته، زمان و فرصت

در این گروه، مفهوم مشترک گذر زمان یا پذیرش اتفاقی است که دیگر قابل‌برگشت نیست.

What's done cannot be undone.

کاری که انجام شده را نمی‌توان نادیده گرفت یا برگرداند.

Waste not, want not.

اسراف نکن تا محتاج نشوی.

While there is life, there is hope.

تا زندگی هست، امید هم هست.

همهٔ نمونه‌های این دسته‌ها در نقش راهنمای مطالعه‌اند. ترتیب اصلی مدخل‌های ارسالی را در بخش آرشیو تغییر نداده‌ایم؛ بنابراین می‌توانی فهرست قدیمی را با نسخهٔ جدید سطر به سطر مقایسه کنی.

ساختار انگلیسی و خطاهای رایج در ضرب‌المثل‌ها

بسیاری از ضرب‌المثل‌ها از زمان حال ساده استفاده می‌کنند، چون دربارهٔ یک الگوی عمومی سخن می‌گویند. ساختارهایی مثل Where there is…, there is… یا When…, … یک موقعیت و پیامد آن را نشان می‌دهند. به‌جای ترجمهٔ خشک، قالب را یاد بگیر و یک جملهٔ تازه با آن بساز.

بعضی ضرب‌المثل‌ها قدیمی یا ادبی‌اند و الزاماً شکل طبیعی مکالمهٔ امروزی ندارند. مثلاً mammon واژه‌ای قدیمی و مذهبی برای ثروت و مال‌پرستی است؛ نباید آن را بدون توجه به بافت با کلمهٔ روزمرهٔ money یکسان فرض کرد. همچنین عبارتی مثل wear the pants in the family از نظر لحن و بار فرهنگی نیاز به توجه دارد.

در نسخهٔ قدیمی، بعضی موارد دارای غلط تایپی‌اند؛ مانند عبارت مربوط به شیر ریخته‌شده که در متن اولیه split milk آمده اما شکل رایج spilled milk است. ما عبارت ارسالی را حذف نکرده‌ایم. در آرشیو، کنار همان عبارت، شکل تصحیح‌شده همراه با توضیح نمایش داده می‌شود. تکرارهای متن اولیه نیز به همین دلیل حفظ شده‌اند.

چند نمونهٔ تاریخی از نگاه امروزی تبعیض‌آمیز یا نامناسب‌اند. وجود آن‌ها در آرشیو صرفاً برای حفظ متن پیشین و درک تاریخ زبان است و به معنای تأیید آن دیدگاه‌ها نیست. برای یادگیری مکالمه، بهتر است به مثال‌های دقیق و محترمانهٔ بخش‌های آموزشی آغاز مقاله تکیه کنی.

۲۶ جملهٔ دوزبانه برای تمرین ضرب‌المثل‌ها در مکالمه

در این بخش جمله‌های تازه نوشته شده‌اند تا صرفاً معنی را حفظ نکنی، بلکه ببینی یک ضرب‌المثل چگونه در صحبت طبیعی یا محیط کار و مدرسه وارد می‌شود. در همهٔ نمونه‌ها ابتدا جملهٔ انگلیسی و سپس ترجمهٔ فارسی قرار دارد تا قابلیت خواندن صوتی سایت برای مثال‌های آموزشی حفظ شود.

I promised to help, and I will do it. Actions speak louder than words.

قول داده‌ام کمک کنم و انجامش می‌دهم؛ عمل مهم‌تر از حرف است.

I study English for fifteen minutes every day. Practice makes perfect.

هر روز پانزده دقیقه انگلیسی می‌خوانم؛ تمرین مداوم اثر دارد.

She started her course at sixty. It is never too late to learn.

او در شصت‌سالگی دوره‌اش را شروع کرد؛ برای یادگیری هیچ‌وقت دیر نیست.

Before you sign the contract, look before you leap.

پیش از امضای قرارداد، بی‌گدار به آب نزن.

He kept his promise because honesty is the best policy.

او به قولش وفادار ماند، چون صداقت بهترین روش است.

I made a mistake, but I learned from it.

اشتباه کردم، اما از آن درس گرفتم.

You cannot please everyone, so be respectful and honest.

نمی‌توان همه را راضی کرد؛ پس محترم و صادق باش.

They arrived late, but better late than never.

آن‌ها دیر رسیدند؛ اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

We checked the details before making a decision.

پیش از تصمیم‌گیری جزئیات را بررسی کردیم.

Where there is a will, there is a way.

خواستن توانستن است.

I know it is difficult, but no pain, no gain.

می‌دانم دشوار است، اما نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.

I learned not to judge a book by its cover.

یاد گرفتم از روی ظاهر قضاوت نکنم.

She helped me when I needed her most. A friend in need is a friend indeed.

وقتی بیشترین نیاز را داشتم کمکم کرد؛ دوست واقعی در سختی شناخته می‌شود.

We should leave early because the early bird catches the worm.

بهتر است زود راه بیفتیم؛ اقدام زودهنگام فرصت می‌آورد.

The plan looks attractive, but all that glitters is not gold.

برنامه جذاب به نظر می‌رسد، اما هر درخشنده‌ای طلا نیست.

I was disappointed, but after a storm comes a calm.

ناامید بودم، اما پس از طوفان آرامش می‌آید.

He rushed the job and made errors. Haste makes waste.

او کار را با عجله انجام داد و اشتباه کرد؛ عجله کار را خراب می‌کند.

They made the same choice again and got the same result.

دوباره همان انتخاب را کردند و همان نتیجه را گرفتند.

We should save resources because waste not, want not.

باید منابع را حفظ کنیم، چون اسراف نکردن جلوی نیاز را می‌گیرد.

I feel more hopeful because where there is life, there is hope.

امید بیشتری دارم، چون تا زندگی هست امید هست.

She practised until she could speak with confidence.

او آن‌قدر تمرین کرد تا با اعتمادبه‌نفس صحبت کند.

They worked as a team, and the task became easier.

آن‌ها گروهی کار کردند و کار آسان‌تر شد.

Think before you share the news; walls have ears.

پیش از پخش خبر فکر کن؛ دیوار موش دارد، موش گوش دارد.

We cannot undo yesterday, but we can improve tomorrow.

نمی‌توانیم دیروز را تغییر دهیم، اما می‌توانیم فردا را بهتر کنیم.

Thanks to your advice, I avoided a costly mistake.

به لطف راهنمایی تو از اشتباهی پرهزینه جلوگیری کردم.

I always check the meaning before I use a proverb.

پیش از استفاده از یک ضرب‌المثل همیشه معنایش را بررسی می‌کنم.

دقت کن که لازم نیست تمام جمله‌های بالا را کلمه‌به‌کلمه حفظ کنی. سه مورد متناسب با زندگی خودت انتخاب کن: یکی برای تصمیم‌گیری، یکی برای تلاش و یکی برای روابط انسانی. هر مورد را با یک موقعیت واقعی از خودت بازنویسی کن؛ این کار کمک می‌کند فرق معنی و کاربرد را به خاطر بسپاری.

پرسش‌های متداول درباره ضرب‌المثل‌های انگلیسی

ضرب‌المثل به انگلیسی چه می‌شود؟

واژهٔ اصلی proverb است. برای اصطلاح غیرقابل‌فهم از روی معنی واژه‌ها، idiom کاربرد دارد. همهٔ عبارت‌های مشهور را نباید به یک شکل دسته‌بندی کرد.

آیا هر ضرب‌المثل انگلیسی معادل دقیق فارسی دارد؟

خیر. گاهی ضرب‌المثل انگلیسی با یک بیت شعر یا جملهٔ فارسی فقط از نظر مفهوم نزدیک است. در ترجمهٔ دقیق باید تفاوت را توضیح داد.

کدام ضرب‌المثل‌ها برای مکالمه روزانه مناسب‌ترند؟

عبارت‌هایی مانند Actions speak louder than words، Better late than never، Practice makes perfect و Look before you leap کاربرد آموزشی و گفت‌وگویی مناسبی دارند.

آیا همهٔ ۳۹۷ عبارت این مقاله ضرب‌المثل رایج امروزند؟

خیر. بعضی از آن‌ها نقل‌قول، عبارت قدیمی، اصطلاح محاوره‌ای یا جمله‌ای با املای اولیهٔ نادرست‌اند. همه برای حفظ آرشیو آورده شده‌اند اما کاربردشان یکسان نیست.

چطور تلفظ ضرب‌المثل انگلیسی را تمرین کنیم؟

جمله را یک بار بشنو، سپس همراه با آهنگ و تکیهٔ طبیعی بازگو کن. اگر افزونهٔ صوتی سایت در آن بخش فعال باشد از بلندگو استفاده کن؛ در غیر این صورت بخش تمرین ابتدای مقاله برای شروع مناسب است.

بهترین روش حفظ ضرب‌المثل‌های انگلیسی چیست؟

روزانه سه عبارت را با یک موقعیت واقعی و یک جملهٔ شخصی تمرین کن. پس از یک روز و یک هفته مرور کن تا آن‌ها را در مکالمه به‌موقع به کار ببری.

تمرین با پاسخ؛ معنی، انتخاب و ساخت جمله

  1. برای «بی‌گدار به آب نزن» چه ضرب‌المثلی انتخاب می‌کنی؟
  2. وقتی فردی دیر ولی بالاخره کاری را انجام می‌دهد، کدام عبارت مناسب است؟
  3. تفاوت proverb و idiom را در یک جمله فارسی توضیح بده.
  4. عبارت غلط «Don’t cry over split milk» را به شکل استاندارد بازنویسی کن.
  5. با یک ضرب‌المثل دربارهٔ تلاش، برای دوستت پیام تشویقی بنویس.
نمایش پاسخ‌ها و توضیح کوتاه
  1. Look before you leap.
  2. Better late than never.
  3. ضرب‌المثل پندی کلی است؛ اصطلاح ممکن است معنایی فراتر از معنی تحت‌اللفظی کلمات داشته باشد.
  4. Don’t cry over spilled milk.
  5. نمونه: Practice makes perfect. Keep going!

فهرست کامل ۳۹۷ عبارت انگلیسی با ترجمهٔ فارسی متن اصلی

در این بخش هیچ مدخلی از مقالهٔ ارسالی حذف، یکسان‌سازی، ترکیب یا جایگزین نشده است. تمام ۳۹۷ سطر انگلیسی و ۴۳۵ سطر فارسی در همان ترتیب اولیه حضور دارند. مدخل‌های تکراری هم به عمد باقی مانده‌اند. برای خوانایی، فهرست به چند گروه شماره‌دار تقسیم شده است؛ با لمس یا کلیک روی عنوان هر گروه، محتوای آن را باز کن.

نحوهٔ نمایش: شمارهٔ هر مورد ثابت است. برچسب «اصلاح آموزشی» فقط یک یادداشت افزوده است؛ متن اصلی بالای آن عیناً حفظ شده است.

مدخل‌های 1 تا 40 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 1

You’re only young once

آدم  همیشه که جوان نمی ماند؛ قدر جوانی را بدان.

مدخل 2

Your sins will find you out

مکن بد که بد بینی از یار نیک       نروید ز تخم بدی بار نیک

غم و شادمانی نماند  و لیک         جزای عمل ماند و نام نیک

مدخل 3

You can’t make an omelette/omelet without breaking eggs

تا خراب نشود، آباد نمی شود؛ بی مایه فطیر است.

مدخل 4

You can not serve God and mammon

هم خدا خواهی و هم دنیای دون

این محال است و جنون ای ذولفنون

مدخل 5

You may end him but you’ll not mend him

توبه گرگ مرگ است.

مدخل 6

You can lead a horse to water, but you can’t make him drink

هیچ کاری با زور درست نمی شود؛ زور همیشه کارساز نیست.

مدخل 7

You win some/a few, you lose some/a few

زندگی برد و باخت دارد.

مدخل 8

You are what you eat.

غذای انسان ماهیت انسان را می سازد.

مدخل 9

You have take the good with the bad

باید خوب را با بد پذیرفت.

مدخل 10

A Younger idler, an old beggar

جوان بیکار امروز، گدای پیر فرداست.

در جوانی کار کن تا در پیری گدایی نکنی.

مدخل 11

You reap what you sow.

خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم

دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم

مدخل 12

You pay your money and you take your choice

هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری.

مدخل 13

You can do anything, but not everything

شما می توانید هر کاری را انجام دهید اما نمی توانید همه کارها را انجام دهید.

مدخل 14

You can’t put the clock back

گذشته ها گذشته است.

مدخل 15

Years teach us more than books

سالها بیشتر از کتابها به ما درس می دهند.

مدخل 16

You want a thing done, do it yourself

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

مدخل 17

You can’t keep a good man down

خواستن توانستن است.

مدخل 18

You saw nothing, you heard nothing

شتر دیدی ندیدی.

مدخل 19

You took the words out of my mouth

جانا سخن از زبان ما می گویی.

مدخل 20

You are scraping the bottom of the barrel.

ملاقه ات به ته دیگ خورده است.

مدخل 21

You can’t win.

مقسّمت ندهد روزی که ننهادست.

مدخل 22

You can educate a fool, but you can not make him think

آدم احمق را می توان تربیت کرد  اما نمی توان به تفکر واداشت.

مدخل 23

You can’t have your cake and eat it too

نی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

مدخل 24

You can’t take it with you when you die

ثروت را به هنگام مرگ با خود  به گور نتوان برد.

مدخل 25

You can not put out a fire with oil

آتش را با آتش خاموش  نتوان کرد.

مدخل 26

You can not wash a black a more white

که زنگی به شستن نگردد سفید.

مدخل 27

You can not catch old birds with chaff.

عنقا را به دام نتوان گرفت.

مدخل 28

You must lie on the bed you have made

خود کرده را تدبیر نیست.

مدخل 29

You are a back seat driver

کنار گود نشستی و می گویی لنگش کن.

مدخل 30

You  may know by a handful the whole sack

مشت نمونه خروار است.

مدخل 31

You can not burn the candle at both ends

نی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

مدخل 32

You can’t dance at two weddings.

با یک دست نمی توان دو هندوانه بر داشت.

مدخل 33

You can’t mend a broken egg

آب رفته به جوی بر نگردد.

مدخل 34

You can not sell the cow and drink the milk

نی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

مدخل 35

You buy land, you buy stones, you buy meat, you buy bones

گنج بی مار و گل بی خار نیست.

مدخل 36

You can not get blood out of stone.

از آب کره نتوان گرفت.

مدخل 37

Your love will be in my heart at all times.

اگر مرگم به نامردی نگیرد      مرا مهر تو در دل جاودانی ست

و گر عمرم به ناکامی سر آید   تو را دارم که مرگم زندگانی ست

مدخل 38

Your wish is my command

از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن.

جسم و جان و هر چه هستم  آن توست      حکم و فرمان جملگی فرمان توست

مدخل 39

You must grin and bear it

باید بسوزی و بسازی.

مدخل 40

You can’t see the wood for the trees.

آنقدر سمن است که یاسمن پیدا نیست.

مدخل‌های 41 تا 80 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 41

You can’t make bricks without straw

با دست خالی نمی توان کاری انجام داد.

مدخل 42

You can not get a quart into a pin pot

نمی توان بحر را در کوزه ریخت.

مدخل 43

You are responsible for you

هر کس ضامن دوزخ و بهشت خویش است.

مدخل 44

You can’t please everyone.

همه را نمی توان از خود راضی  نگه داشت.

مدخل 45

You cannot unscrambles eggs.

کاری است گذشته، سبویی است شکسته.

مدخل 46

You cannot teach an old dog new tricks

پیر را تعلیم دادن مشکل است.

مدخل 47

You cannot make a silk purse out of a sow’s ear

از تخم مرغ پشم نتوان چید.

مدخل 48

You should never judge a book by its cover.

از روی ظاهر نباید قضاوت کرد.

ما برون را ننگریم و قال را           ما درون را بنگریم و حال را

مدخل 49

You have to crawl before you can walk.

قبل از راه رفتن باید خزیدن رایاد گرفت.

مدخل 50

You can catch more flies with honey than you can with vinegar

هر کاری راهی دارد.

مدخل 51

When it rains, it pours

چو بد آید هر چه آید بد شود.

بدبختی نمی آید وقتی هم می آید پشت سر هم می آید.

مدخل 52

Whatever happens is for the best

هر چه پیش آید خوش آید.

مدخل 53

Whoever knocks on a door and persists will be allowed in

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

مدخل 54

Where there is muck, there’s luck/brass

آدم پولدار شانس هم دارد.

مدخل 55

When the cat’s away the mice will play

ماه درخشنده چون پنهان شود     شب پرّه بازیگر میدان شود

مدخل 56

What is done can’t be undone.

آب رفته به جوی برنگردد، گذشته ها گذشته است.

مدخل 57

When in Rome do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا  همرنگ جماعت شو.

مدخل 58

Where there is a will, there is a way

خواستن، توانستن است.

مدخل 59

The Way to a man’s heart is through his stomach

برای بدست آوردن دل مردان باید از طریق شکمشان وارد شد.

مدخل 60

Without music, life is a journey through a desert

بدون موسیقی، زندگی به منزله سفر کردن از بیابان است.

مدخل 61

What we acquire without sweat we give away without regret

هر آنچه آسان یافتی، آسان دهی از دست.

مدخل 62

Well begun is half done

شروع خوب نصف کار است.

مدخل 63

Winners never cheat and cheaters never win

آدمهای برنده هرگز کلک نمی زنند و آدمهای متقلب هرگز برنده نمی شوند.

مدخل 64

When money speaks, the truth remains silent

وقتی پول حرف می زند حقیقت سکوت اختیار می کند.

مدخل 65

When a thing is done, advice comes too late

بعد از وقوع واقعه، پند و تدبیر دیگر بکار نیاید.

مدخل 66

Waste not, want not

اسراف نکن تا محتاج نشوی.

مدخل 67

A Watched pot never boils

زمان انتظار دیر می گذرد.

مدخل 68

Will is the key of the victories

رمز پیروزی اراده است.

مدخل 69

The Wish is father to the thought

شتر در خواب بیند پنبه داند؛ فکر باطل ز تمنا خیزد.

مدخل 70

A Wise man avoids edged tools

آدم دانا به نشتر نزند مشت.

مدخل 71

A Word to the wise is enough/sufficient

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

ازین به نصیحت نگوید کست     اگر عاقلی یک اشارت بس است

مدخل 72

Word cut more than sword

زبان برنده تر از شمشیر است.

مدخل 73

The Worm will turn

چو دست از همه حیلتی در گسست       حلال است شمشیر بردن به دست

وقت  ضرورت  چو  نباشد  گریز  دست  بگیرد  سر  شمشیر  تیز

مدخل 74

What is bred in the bone, will never come out of the flesh

اصل بد نیکو نگردد هر که بنیادش بد است.

مدخل 75

Wall have ears

مکن پیش دیوار غیبت بسی      بود، کز پسش گوش دارد کسی

مدخل 76

Who chatter to you, will chatter of you

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد

بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

مدخل 77

Who has skirts of straw needs fear to fire

کسی که دامن حصیری دارد باید از آتش فاصله بگیرد.

کسی که بار شیشه دارد نباید به دیوانه سنگ بیاندازد.

مدخل 78

When love is not madness, it is not love

عشق که به حد دیوانگی نرسید، عشق نیست.

عاشق آن باشد که چون آتش بود           گرم رو سوزنده و سرکش بود

مدخل 79

What the eye sees not, the heart ruse not

اگر دیده نبیند، دل نخواهد.

مدخل 80

When good cheer is lacking, our friends will be packing

یار نیک را در روز بد شناسند.

مدخل‌های 81 تا 120 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 81

While the grass grow, the cow starves

بزک نمیر بهار میاد، خربزه با خیار میاد.

مدخل 82

Who longest wait of all surely wins

صبر آرد آرزو را نی شتاب؛ صبر مایه پیروزی است.

مدخل 83

We are on a different wavelength

آبمان به یک جوی نمی رود.

مدخل 84

We live for a good time not for a long time

کیفیت زندگی مهم تر از کمیت زندگی است.

مدخل 85

Who knows much, will suffer much

هر که بیشتر می فهمد بیشتر رنج می برد.

مدخل 86

What the heart feels the tongue speaks

آنچه بر دل فرود آید، بر زبان آید.

مدخل 87

Who keeps company with the wolf will learn to howl

انگور ز انگور همی گیرد رنگ.

کمال همنشین در من اثر کرد    و گرنه من همان خاکم که هستم

مدخل 88

Water is life’s matter and matrix, mother and medium.

آب مایه حیات است؛ بدون آب نمی توان زندگی کرد؛ آب آبادانی است.

مدخل 89

Water which is to pure has no fish

آب پاک و تمیز ماهی ندارد.

مدخل 90

Wishes don’t wash the dishes

با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود.

مدخل 91

A Wonder lasts but nine days

آتش تند زود خاکستر می شود.

مدخل 92

A Work well begun is half done

کاری که خوب شروع شده باشد در واقع نیمی از آن انجام شده است.

مدخل 93

When/where one door shuts another opens

خدا گر به حکمت ببندد دری       گشاید به فضل و کرم در دیگری

مدخل 94

When the word is out it belongs to another

سخن تا نگویی بر او دست هست    چو گفته شد یابد او بر تو دست

مدخل 95

When the head aches, all the body is out of tune

چو عضوی بدرد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار

مدخل 96

What is a workman without his tools

ز بی آلتان کار ناید درست؛ بدون ابزار و وسایل کاری نمی توان انجام داد.

مدخل 97

Wedlock is a padlock

ازدواج، اسارت است.

ای گرفتار پایبند عیال                 دیگر آسودگی مبند خیال

مدخل 98

Work while it is day

تا تنور داغ است نان باید پخت.

مدخل 99

The Weakest goes to the wall

هر چه سنگ است به پای لنگ است؛ سنگ به در بسته می خورد.

مدخل 100

When candles are away all cats are grey

شب گربه سمور نماید.

مدخل 101

We are shot with our own arrow

خود کرده را تدبیر نیست؛ از ماست که بر ماست.

مدخل 102

Wear the pants in the family

تصمیم گیرنده بودن؛ حرف آخر را زدن؛ رئیس بودن

مدخل 103

A Woman’s place is in the home

خانه بدون زن گورستان است.

زن بلا باشد به هر کاشانه ای       بی بلا هرگز مبادا خانه ای

مدخل 104

A Woman’s work is never done

کار خانم ها هیچ وقت تمام نمی شود.

مدخل 105

Walnuts and pears you plant for your heirs

هر چه نیکی کنید آن نیکی به خود کرده اید.

مدخل 106

When the wine is in, the wit is out

شراب، عقل از سر بیرون کند.

مدخل 107

When the pot boils over, it cools itself

فواره چون بلند شود سرنگون شود.

مدخل 108

Wisdom is better than strength.

آدمی را عقل می باید نه زور.

مدخل 109

What you pay, what you get

هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری.

مدخل 110

What is past, is past

گذشته ها گذشته است.

مدخل 111

Who laughs last, laughs longest

آن خوش است ای جان که فرجامش خوش است.

مدخل 112

While there is life, there is hope

تا زندگی هست، امید هست.

مدخل 113

What you lose on the swings, you gain on the roundabouts

دری نبست زمانه که دیگر دری نگشاید.

ایزد هرگز دری نبندد بر تو    تا صد دیگری به بهتری نگشاید

مدخل 114

What is told in the ear of a man, is often heard a hundered miles away

حرفی که از دهان بر آید، گرد جهان در آید.

مدخل 115

Wonders will never cease.

معجزه هنوز هم اتفاق می افتد.

مدخل 116

Water is the best thirst quencher

آب بهترین فرو نشاننده عطش است.

مدخل 117

Want is the mother of industry

احتیاج مادر اختراع است.

مدخل 118

What is taken in with the milk, only goes out with the soul.

با شیر اندرون شده با جان بدر شود.

مدخل 119

When drink enters, wisdom departs

شراب که از در، در آمد        عقل و هوش از کف برفت

مدخل 120

Worrying never did anyone any good

نگرانی دردی را درمان نمی کند.

مدخل‌های 121 تا 160 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 121

Wake not a sleeping dog

فتنه در خواب است بیدارش مکن.

مدخل 122

We seek water in the sea

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد         وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

مدخل 123

We cannot learn without pain.

بدون رنج و زحمت، علم حاصل نمی شود.

مدخل 124

We lie loudest when we lie to ourselves

وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلندتر فریاد می زنیم.

مدخل 125

When in doubt do nowt/ nothing

روزه شک دار نگیر.

مدخل 126

Who knows he knows nothing knows much.

هرگز دل من ز  علم  محروم  نشد    کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب وروز  معلومم شد که هیچ معلوم نشد

مدخل 127

Who knows what tomorrow holds.

که داند که فردا چه زاید زمان؛ هیچکس از آینده خبر ندارد.

مدخل 128

When things got to the worst they will mend

تا پریشان نشود کار به سامان نرسد؛ خرابی مقدمه اصلاح است.

مدخل 129

When angry, count a hundred

هر وقت عصبانی شدی یک لیوان آب بخور.

مدخل 130

What costs little is little esteemed.

نداند کسی قدر روز خوشی       مگر روزی افتد به سختی کشی

مدخل 131

What can’t be cured must be endured.

چو نتوان بر افلاک دست آختن   ضروری است با گردشش ساختن

مدخل 132

Water does not tickle out of his hand

آب از دستش نمی چکد.

مدخل 133

Writing of ideas is the capital of future

نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است.

مدخل 134

Woman’s dreams go by contraries

خواب زن چپ است.

مدخل 135

Win a few, lose a few

آدم گاه برنده است، گاه بازنده.

مدخل 136

Words are but wind.

حرف باد هواست.

مدخل 137

Why buy a cow when milk is so cheap.

چرا باید یک گاو بخری وقتی که شیر اینقدر ارزان است. ( آفتابه خرج لحیم کردن است )

مدخل 138

War and love are as full of trouble as pleasure

جنگ و عشق هر آنقدر لذت بخش باشند به همان قدر دردسرساز هم هستند.

مدخل 139

Wear the old coat, but buy the new book.

لباس کهنه ات را بپوش اما کتاب تازه بخر.

مدخل 140

Wake up and smell the coffee.

ششدانگ حواس خود را جمع کردن

مدخل 141

Work one’s fingers to the bone

جان کندن؛ سخت کار کردن

مدخل 142

Warm the cockles of somebody’s heart

کسی را خوشحال کردن.

مدخل 143

Weigh the pros and cons.

معایب و محاسن کاری یا چیزی را سنجیدن.

مدخل 144

Work all the hours God sends

بکوب کار کردن؛ شبانه روز کار کردن

مدخل 145

Wear one’s heart on one’s sleeve.

بی شیله پیله بودن؛ صاف و ساده بودن

مدخل 146

When pigs fly.

خدا را چه دیدی!؛ در همیشه روی یک پاشنه نمی گردد.

مدخل 147

Win small, win early, win often

کم ببر، زود ببر، همیشه ببر.

مدخل 148

When the hell’s frozen over.

وقت گل نی

مدخل 149

Who dares to teach must never cease to learn.

مدرس نباید از مطالعه و آموختن دست بردارد.

مدخل 150

Who know who is beautiful and who ugly behind the curtain?

کس چه داند که پس پرده که زیباست، که زشت.

مدخل 151

When the dust has settled.

وقتی آبها از آسیاب افتاد؛ وقتی سر و صداها خوابید.

مدخل 152

When it comes to the crunch.

موقعش که برسد؛ وقتش که برسد.

مدخل 153

Where there are bees there is honey.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

مدخل 154

Where there is no justice there is no joy.

آنجا که عدالت نیست، خوشی هم  نیست.

مدخل 155

A Willing horse is run to death.

هر کسی را بهر کاری ساختند.

مدخل 156

A Word before is worth two after.

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

مدخل 157

A Woman conceals what she knows not.

مگو از هیچ نوعی پیش زن راز    که زن رازت بگوید جمله سرباز

مدخل 158

A Word spoken is past recalling.

آب رفته به جوی بر نگردد؛ گذشته‌ها گذشته است.

مدخل 159

The Way to get along is to go along.

همزیستی در همراهی است.

مدخل 160

The Wolf may lose his teeth, but never his nature.

مار پوست می اندازد، خوی نمی اندازد.

مدخل‌های 161 تا 200 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 161

When two Sundays meet.

هر وقت خورشید از مغرب بر آید؛ وقت گل نی.

مدخل 162

What everybody says must be true.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

مدخل 163

We all make mistakes.

انسان جایزالخطاست.

مدخل 164

Why keep a dog and bark yourself?

چرا آدم باید سگ داشته باشد ولی خودش پارس کند.

مدخل 165

Where there is peace, God is.

هر جا که صفا هست در آن نور خدا هست.

مدخل 166

Where there is love, there is no coercion.

هر جا سخن از عشق است زور و اجباری در کار نیست.

مدخل 167

Whatever comes from a friend is good.

هر چه از دوست رسد نیکوست.

مدخل 168

When I am no more, let happen what may.

پس از من کو جهان را آب گیرد.

مدخل 169

Winning isn’t everything.

برد و پیروزی که همه چیز نیست.

مدخل 170

Winning is earning, losing is learning.

پیروزی موفقیت است و شکست تجربه.

مدخل 171

What soberness conceals, drunkenness reveals.

مستی راستی می آورد؛ آدم مست راستگو است.

مدخل 172

Where ignorance is bliss, its folly to be wise.

جایی که جهالت برکت است، دانایی احمقی است.

مدخل 173

Without sleep, no health.

خواب برای سلامتی لازم است.

مدخل 174

When the shit hits the fan.

خر تو خر که شد؛ اوضاع شیر تو شیر که شد.

مدخل 175

What goes up must come down.

فواره چون بلند شود سرنگون گردد.

مدخل 176

A Woman can beat the devil.

زن شیطان را هم می تواند شکست دهد؛ شیطان از زن درس می آموزد.

مدخل 177

A Word before is worth two after.

چنگ اول به از صلح آخر.

مدخل 178

A Wise head keeps a shut mouth.

ترا خاموشی ای خداوند هوش     وقارست و نا اهل را پرده پوش

مدخل 179

The Whole dignity of a man lies in the power of thought.

بزرگی هر کس در طرزفکر و تفکر اوست.

مدخل 180

What is done can’t be undone.

چو تیر از کمان رفت نیاید به شست باز.

مدخل 181

Without justice, courage is weak.

بدون عدالت، شجاعت کار ساز نیست.

مدخل 182

When you play you must pay.

بازی اشکنک سر شکستنک هم دارد.

هر کس خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند.

مدخل 183

What goes around, comes around.

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.

مدخل 184

Where there is love, there is pain.

عشق بدون رنج نیست؛ عشق با سختی همراه است.

مدخل 185

Why should the devil have all the best tunes ?

خربزه شیرین نصیب کفتار می شود.

مدخل 186

What is sauce for the goose is sauce for the gander.

بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند.

مدخل 187

When character is lost, all is lost.

هیچ چیزی مهم تر از آبرو نیست.

مدخل 188

Without friends a tree like without roots.

آدم بی دوست، مثل درخت بی ریشه است.

مدخل 189

When ambition ends, happiness begins.

پایان جاه طلبی، آغاز خوشبختی است.

مدخل 190

What a man says drunk, he thinks sober.

مستی و راستی.

مدخل 191

What can you expect from a hog but a grunt?

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

از خوک جز خرخر کردن چیزی نمی توان انتظار داشت.

مدخل 192

When the drink is in, the truth is out.

مستی و راستی.

مدخل 193

When poverty come in the door, love goes out the window

فقر که از در درآمد عشق از پنجره بیرون رفت.

مدخل 194

Write your inguries in the sand, kindness in marble

بدی ها را روی شن بنویس وخوبیها را روی سنگ مرمر.

مدخل 195

When there is no trust, there is no love.

وقتی که اعتماد نباشد عشق هم نیست.

مدخل 196

Whatever comes up is welcomed

هر چه پیش آید، خوش آید.

مدخل 197

What must be, must be

از تقدیر گریزی نیست؛ آنچه باید بشود می شود.

مدخل 198

What goes around, comes around

چیزی که عوض دارد، گله ندارد.

مدخل 199

Any port in a storm

در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است.

مدخل 200

Actions speak louder than words

به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

مدخل‌های 201 تا 240 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 201

Act so in the wally that need not fear  those who stand on the hill

آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

مدخل 202

As you make your bed you must lie on it

خود کرده را تدبیر نیست.

مدخل 203

Absence makes the heart grow fonder

جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند.

مدخل 204

All good things come to an end

چراغ هیچکس تا صبح نمی سوزد.

مدخل 205

All work and no play make Jacks a dull boy

تنوع چاشنی زندگی است.

مدخل 206

All things come to him who waits

گرصبر کنی زغوره حلوا سازی؛گوساله به روزگار گاوی گردد.

مدخل 207

All’s fair in love and war

در عشق و جنگ هر کاری رواست.

مدخل 208

Ask and you shall receive

پرسان، پرسان می توان رفت هندوستان.

مدخل 209

An Apple a day keeps the doctor away

روزی یک سیب بخور تا از طبیب بدور مانی.

مدخل 210

April showers bring forth May flowers

تا باران نبارد گل نروید.

مدخل 211

All’s well that ends well

شاهنامه آخرش خوش است؛ جوجه‌ها را آخر پاییز می شمارند.

مدخل 212

All roads lead to Rome

همه راهها به رم ختم می شود.

مدخل 213

After a storm comes a calm

آرامش پس از طوفان می آید.

مدخل 214

After death the doctor

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.

مدخل 215

All truths will not bear telling

هر حقیقتی را نباید به زبان آورد.

مدخل 216

Affection blinds reason

محبت آدم را کور می کند.

مدخل 217

An Artist lives every where

وجود مردم دانا مثال زر و طلاست   که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند

مدخل 218

All are not hunters that blow the horn

هر که ریش دارد بابا نیست؛ هر که شیپور دارد شکارچی نیست.

مدخل 219

All doors open to politeness

ادب تاجی  است از نور الهی      بنه بر سر برو هر جا که خواهی

مدخل 220

Attack is the best form of defense

دست پیش زوال ندارد؛ حمله بهترین نوع دفاع  است.

مدخل 221

As you sow, as you reap

چو دشنام گویی، دعا نشنوی              بجز کشته خویش ندروی

نپندارم ای در خزان کشته جو              که گندم ستانی بوقت درو

مدخل 222

As the work, so the pay

مزد خر چرانی، خر سواری است.

مدخل 223

An Ass is but an ass though laden with gold

خر اگر جل اطلس بپوشد باز هم خر است.

مدخل 224

Art is long, life is short

علم آمد فراوان ، عمر کوتاه.

مدخل 225

As you salute, you will be saluted

بود حرمت هر کس از خویشتن.

کمم گیری کمت گیرم ، نمرده ماتمت گیرم.

مدخل 226

All things are difficult before they are easy

معما چو حل گشت آسان شود.

مدخل 227

Action is the proper fruit of knowledge

بار درخت علم ندانم بجز عمل.

مدخل 228

Adam’s ale is the best brew

آب بهترین مشروب است.

مدخل 229

All are not thieves that dogs bark at

هر کسی را که سگ پارس می کند دزد نمی توان گفت.

مدخل 230

All cats are grey in the dark

شب گربه سمور می نماید.

مدخل 231

All’s fish that comes to the net

نگه دار فرصت که عالم دمیست.

مدخل 232

Appearances are deceptive

ظواهر فریبنده اند.

مدخل 233

Ask no questions and hear no lies

نپرس تا دروغ نشنوی.

مدخل 234

All things are possible with God

خدا برهر کاری تواناست.

مدخل 235

Adam ate the apple, and our teeth still ache

چوب دیگران را خوردن

مدخل 236

As well be hanged for a sheep as a lamb

دزد به دار آویخته می شود چه برای یک گوسفند جه برای یک برهّ.

مدخل 237

The Apple doesn’t fall far from the tree

میوه پای درخت می افتد.

مدخل 238

The Apples on the other side of the wall are the sweetest

مرغ همسایه غاز است.

نعمت ما به چشم همسایه         صد برابر فزون کند پایه

مدخل 239

Accidents will happen in the best regulated families

با قضا و قدر کارزار نتوان کرد.

مدخل 240

Accident(s) will happen

با سرنوشت نمی توان جنگید؛ حادثه خبر نمی کند.

مدخل‌های 241 تا 280 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 241

All men are members of the same body

بنی آدم اعضای یکدیگرند         که در آفرینش ز یک گوهرند

مدخل 242

All his gees are swan

مرغ خودش را غاز می داند.

مدخل 243

Ask much to have a little

به مرگ گیر تا به تب راضی شود.

مدخل 244

All is grist that comes to his mill

از تخم مرغ پشم می چیند؛ از آب کره می گیرد.

مدخل 245

All is for the best

هر چه پیش آید خوش آید.

مدخل 246

Always have two strings to your bow

کار از محکم کاری عیب نمی کند.

مدخل 247

Abstinence is the best medicine

امساک و پرهیز بهترین دارو است؛ سلامتی تن در پرهیز است.

مدخل 248

Accusing the times is but excusing ourselves.

از ماست که بر ماست؛ خود کرده را تدبیر نیست.

مدخل 249

Adversity often leads to prosperity

بنیاد غم وشادی بس دیر نمی پاید

هر صبح ز پی شامی، هر شب سحری دارد

مدخل 250

After night comes the dawn

ای دل صبور باش و نخور غم که عاقبت

این شام  صبح گردد و این شب سحر شود

مدخل 251

After sorrow comes joy

در پس هر گریه آخر خنده ایست        مرد آخربین مبارک بنده ایست

مدخل 252

Answer one in his own language

کلوخ انداز را پاداش سنگ است؛ جواب های، هو است.

مدخل 253

April and May are the keys of the year

سالی که نیکوست از بهارش پیداست.

مدخل 254

All covet, all lose

آدم حریص همیشه محروم است.

مدخل 255

All fellows in football

بازی اشکنک، سر شکستنک دارد.

مدخل 256

Any time means no time

هر وقت به معنای هیچ وقت است.

مدخل 257

All clouds bring not rain

نه آبستن درّ بود هر صدف؛ هر ابری باران ندارد.

مدخل 258

All talk and no trouser

به عمل کاربرآید به سخندانی نیست.

مدخل 259

All that glitters is not gold

هر درخشنده ای طلا نیست؛ هر گردی  گردو نیست.

مدخل 260

Anger has no eyes

خشم کار شیطان است؛ خشم چشم و گوش ندارد.

مدخل 261

At foot of the candle it is dark

پسر کفاش همیشه پا برهنه است؛ پای چراغ تاریک است.

مدخل 262

Absence sharpens love, presence strengthens it

دوری و دوستی؛ با اهل زمانه صحبت از دور خوش است.

مدخل 263

All things must pass

هر چیزی پایانی دارد.

مدخل 264

All you need is love

هر انسانی به محبت نیاز دارد.

مدخل 265

All the world loves a lover

طفیل هستی عشقند آدمی و پری.

مدخل 266

Act quickly, think slowly

خوب تامل کن، زود دست بکار شو.

مدخل 267

Act today only tomorrow is too late

کار امروز به فردا مفکن.

مدخل 268

Advice most needed is least heeded

پند گفتن با جهول خوابناک                تخم افکندن بود در شوره زار

با سیه دل چه سود گفتن وعظ         نرود میخ آهنی در سنگ

مدخل 269

All frills and no knickers

پز عالی، جیب خالی.

مدخل 270

All flowers are not in one garden

همه گلها در یک باغ پیدا نمی شوند.

مدخل 271

After dinner sit a while, after supper walk a mile

بعد ازخوردن نهاراستراحت کن، بعد ازخوردن شام قدم بزن.

مدخل 272

As poor as a church mouse

در هفت آسمان یک ستاره نداشتن؛ گورم کجاست که کفنم باشد.

مدخل 273

As soon as a man is born, he begins to die

انسان از لحظه تولد  به سوی مرگ گام بر می دارد.

مدخل 274

Adventures are to the adventurous

آدم ماجراجو در کمین خطر است؛ مارگیر را مار می کشد.

مدخل 275

Adversity makes strange bedfellows

فقر و نداری  دوستان را هم  بیگانه می کند.

مدخل 276

An Army marches on it’s stomach

سپاه بی خزینه نتوان داشت.

مدخل 277

As the twig is bent, so is the tree inclined

نهد شاخ پر میوه سر بر زمین.

درخت هر چه بارش بیشتر می شود سرش فروتر می آید.

مدخل 278

All truths are not to be told

هر حقیقتی را نباید بر زبان آورد.

مدخل 279

Anger is momantary madness

خشم نوعی جنون آنی است؛ خشم دیوانگی کوتاهی است.

مدخل 280

Argue the toss

یکی به دو کردن؛ دهن به دهن شدن

مدخل‌های 281 تا 320 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 281

As you bake, so shall you brew

آشی است که خودت پخته ای.

چو تو خود کنی اختر خویش را بد    مدار از فلک چشم  نیک اختری

مدخل 282

Ask a silly question and you get a silly answer

سوال احمقانه بپرس تا جواب اخمقانه بشنوی.

مدخل 283

All abroad and nothing at home

پز عالی، جیب خالی.

مدخل 284

Age and wedlock tame man and beast

پیری و ازدواج  آدم را رام  و مطیع می کند.

مدخل 285

Appetite comes with eating

اشتها زیر دندان است.

مدخل 286

Agree to differ/disagree

عیسی و موسی هر کدام به دین خود بودن

مدخل 287

All for one and one for all

غم جمله خور در هوای یکی         مراعات صد کن برای یکی

مدخل 288

All cat’s love fish but hate to get their paws wet

هر که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

مدخل 289

All hat no cattle; All frills no knickers; All sizzle no steak

از سرمایه و عمل خبری نبودن

مدخل 290

Always care about your flowers and friends

همیشه مواظب دوستان و گلهای خود باشید.

مدخل 291

The Anvil fears no blows

از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد.

مدخل 292

Anger edges valor

خشم به آدم شجاعت می بخشد؛ خشم شمشیر تیز و برّان است.

مدخل 293

Always look both ways before crossing the street

احتیاط به خرج دادن؛ با احتیاط عمل کردن

مدخل 294

Advice is cheap

نصیحت خرجی ندارد.

مدخل 295

.All men are mortal

همه انسانها فناپذیر هستند.

مدخل 296

.All experience is education for the soul

همه تجربه ها جهت تربیت روح و نفس است.

مدخل 297

.All days are short to industry and long to idleness

زمان برای آدم بیکار خیلی به کندی می گذرد.

مدخل 298

.All things grow with time except grief

گذشت زمان از شدت غم و اندوه می کاهد.

مدخل 299

.Absence increases sorrow

غیبت طولانی باعث افزایش اندوه می شود.

مدخل 300

Prevention is better than cure

پیشگیری بهتر از درمان است.

مدخل 301

Practice makes perfect

کار نیکو کردن از پر کردن است.

مدخل 302

The Pen is mightier than the sword

تیغ علم از تیغ آهن تیزتر          بل ز صد  لشکرظفر انگیز تر

مدخل 303

People who live in glass houses shouldn’t throw stone

عیبجو عیب خودش را نمی بیند.

مدخل 304

Precious good are contained in small parcels

کوتاه خردمند به از نادان بلند است.

مدخل 305

An Ounce of prevention is better than a pound of cure

جنگ اول به از صلح آخر؛ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

مدخل 306

One who acts through another, acts through himself

هر چه کنی به خود کنی            گر همه نیک و بد کنی

مدخل 307

One can not put the clock/time back

زمان گذشته نیاید به بر؛ گذشته ها گذشته است.

مدخل 308

Old habits die hard

مار پوست بگذارد و خوی نمی گذارد.

مدخل 309

Never too old to learn

برای آموختن هیچ وقت دیر نیست.

مدخل 310

No  man can serve two masters

نی شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

مدخل 311

Necessity is the mother of invention

احتیاج مادر اختراع است.

مدخل 312

No gain without pain

به رنج اندر است ای خردمند گنج        نیابد کسی گنج نابرده رنج

مدخل 313

Make haste slowly

عجله کار شیطان است.

مدخل 314

Marry in May, run for aye

هر چیز به وقت خویش نیکوست.

مدخل 315

Moderation in all things

در همه کارها میانه گزینی باید کرد.

مدخل 316

Measure is medicine

اندازه نگه دار که اندازه نیکوست.

مدخل 317

The Morning sun never lasts a day

چراغ هیچکس تا صبح نسوزد.

مدخل 318

Man is to man a wolf

انسان گرگ انسان است.

مدخل 319

A Man’s best friends are his ten fingers

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

مدخل 320

Much coin, much care

سر بزرگ بلای بزرگ دارد.

مدخل‌های 321 تا 360 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 321

Men are not angles

انسان فرشته نیست؛ بشر جایزالخطاست.

مدخل 322

Locking the stable door after the horses are gone

تریاق را بعد از مردن مار گزیده آوردن

نوشدارو پس از مرگ سهراب آوردن

مدخل 323

Let the dead bury their dead

خفته را خفته کی کند بیدار.

مدخل 324

Lightning never strikes in the same place twice

خانه دزد زده ایمن است؛ صاعقه دو بار در یک جا نمی زند.

مدخل 325

Let sleeping dogs lie

چوب در لانه زنبور نکن؛ فتنه در خواب است بیدارش مکن.

مدخل 326

Let bygones be bygones

گذشته ها گذشته است؛ آن قدح بشکست و آن پیمانه ریخت.

مدخل 327

Least said, soonest mended

با آنکه سخن به لطف آب است      کم گفتن هر سخن صواب است

مدخل 328

Look before you leap

زرع نکرده پاره نکن؛ بی گدار به آب نزن.

مدخل 329

A Leopard cannot change its spots

عاقبت گرگ زاده گرگ شود        گر چه با آدمی بزرگ شود

مدخل 330

Kings have long arms

هر که را زور در بازوست، زر در ترازوست.

مدخل 331

Killing no murder

هیچ خونی به ناحق ریخته نمی شود.

مدخل 332

Kill two flies with one flap

با یک تیر دو نشان زدن

مدخل 333

Kill the goose that lays the golden eggs

مرغ تخم طلا را کشتن؛ نان خود را آجر کردن

مدخل 334

Knowledge is power

بالاتر است آنکه داناتر است.

مدخل 335

Jack of all trades, master of none

آدم همه کاره، هیچ کاره است.

مدخل 336

A Jar’s mouth may be stopped, a man’s cannot

در دروازه را می توان بست، ولی دهان مردم را نمی شود بست.

کام و دم مار و نیش کژدم بستن    بتوان، نتوان زبان مردم بستن

مدخل 337

Judge not, that ye be not judged

عیب تو خواهی نگوید کس، عیب کس نگو.

مدخل 338

Justice is half religion

انصاف ، نصف ایمان است.

مدخل 339

A Jealous man is the keeper of his wealth

بخیل برای ثروت خود نگهبان است.

مدخل 340

Joy surfeited turns to sorrow

آب ار چه زلال خیزد          از خوردن پر ملال خیزد

مدخل 341

Jam tomorrow and jam yesterday, but never jam today

امروز نقد، فردا نسیه.

مدخل 342

Jack is as good as his master

گفت و خوش گفت پیر برزیگر       آنچنان مادر این چنین دختر

مدخل 343

Jouk and let the jaw go by

رطب خورده منع رطب چون کند.

مدخل 344

A Joint pot does not boil

که دیگ شراکت نیاید به جوش.

مدخل 345

Just what the doctor ordered

همین و می خواستیم.

مدخل 346

The Jewel in the crown

گل سر سبد بودن، سر گل بودن

مدخل 347

Just the ticket

خود خودش است.

مدخل 348

The Joker in the pack

عنصر ناسازگاربودن؛ وصله ناجور بودن

مدخل 349

Jump in at the deep end

خود را به دردسر انداختن

مدخل 350

It’s easy to be wise after the event

معما چو حل گشت آسان شود.

مدخل 351

It’s a long lane that has no turning

در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد.

مدخل 352

If a thing worth doing, it is worth doing well

کارنیکو کردن از پر کردن است؛ کار را که کرد آنکه تمام کرد.

مدخل 353

If at first you don’t succeed, try, try again

اگر بار اول موفق نشدی دوباره بکوش و بکوش و بکوش.

مدخل 354

If you can’t lick/beat them, join them

جنگ و زور آوری مکن با مست

پیش سر پنجه در بغل نه دست

مدخل 355

He who pays the piper calls the tone

هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری.

مدخل 356

Half a loaf is better than none/no bread

کاچی به از هیچی است.

مدخل 357

A Hungry man is an angry man

آدم گرسنه ایمان ندارد.

مدخل 358

He has a loose tongue

آدم دهن لقی است.

مدخل 359

Haste makes waste

عجله کار شیطان است؛ شتاب کلید اندوه است.

مدخل 360

He who hesitates is lost

کارها به صبر بر آید و مستعجل به سر در آید.

مدخل‌های 361 تا 397 — نمایش متن کامل و ترجمه‌ها
مدخل 361

Honesty is the best policy

درستی بهترین سیاست است.

مدخل 362

A Good wine needs no bush

اگرهست مرد از هنر بهره ور      هنر خود بگوید نه صاحب هنر

اگر مشک خالص نداری، مگوی    ورت هست خود فاش گردد ببوی

مدخل 363

Give a dog a bad name and hang him

گر سر آزار داری،  بهانه بسیار داری.

مدخل 364

God help those who help themselves

از تو حرکت، از خدا برکت.

مدخل 365

Great promise, small performance

سنگ بزرگ علامت نزدن است.

مدخل 366

Faint heart never won fair lady

عروس ملک کسی در کنار گیرد تنگ

که بوسه بر لب شمشیر آبدار نهد

مدخل 367

The First blow is half the battle

ضربه اول نیمی از مبارزه است.

مدخل 368

Fair exchange, no robbery

آنچه عوض دارد گله ندارد.

مدخل 369

A Fault confessed is half redressed

گنه را عذر شوید جامه را آب.

اعتراف به خطا  نیمی از بخشودگی است.

مدخل 370

Every dog is a lion at home

سگ در خانه صاحبش شیر است.

مدخل 371

Every light has its  shadow

هر گلی را خزانی در کمین است.

مدخل 372

Either win the saddle or lose the horse

یا سر می رود یا کلاه می آید.

مدخل 373

The End justifies the means

هدف وسیله را توجیه می کند.

مدخل 374

Experience is the mother/father of wisdom

تجربه مادر/پدر خرد است.

مدخل 375

Experience is the best teacher

تجربه بهترین معلم است.

مدخل 376

Deeds not words

آزادگی مرد بکار است نه گفتار  آن به که عمل باشد و گفتار نباشد

مدخل 377

Do well and have well

هر که به نیکی عمل آغاز کرد       نیکی او روی بدو باز کرد

مدخل 378

Divide and rule

تفرقه بیانداز و حکومت کن.

مدخل 379

The Darkest hour is that before down

نومید  مشو ز چاره جستن          کز دانه شگفت نیست رستن

مدخل 380

Don’t put off for tomorrow what you can do today

کار امروز به فردا مفکن.

مدخل 381

A Door must either be shut or open

نی شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

مدخل 382

A Desperate man needs no help

از جان گذشته را به مدد احتیاج نیست.

مدخل 383

Don’t cry over split milk

طرب نوجوان ز پیر مجو       که دگر ناید آب رفته بجوی

مدخل 384

Bad actions lead to worse reaction

همینت پسند است اگر بشنوی    که گر خار کاری، سمن ندروی

مدخل 385

Better bad now than worse later

جنگ اول به از صلح آخر.

مدخل 386

Bad news travels fast

خبر بد زود پخش می شود.

مدخل 387

A Bad workman blames his tools

عروس نمی تواند برقصد می گوید زمین کج است.

مدخل 388

Barking dogs seldom bite

سگ لاینده، گیرنده نبود.

مدخل 389

Birds of a feather flock together

کبوتر با کبوتر باز با باز     کند همجنس با همجنس پرواز

مدخل 390

Bargain is bargain

حساب حساب است، کاکا برادر.

مدخل 391

The Best of friends must be apart

خورشید رخا ز بنده تحویل مکن    این  دخل مرا به هجر تبدیل مکن

خواهی که ز من جدا شوی بی سببی  خود دهر جدا کند تو تعجیل مکن

مدخل 392

Cross the stream where it is shallowest

گره کز دست بگشاید چرا آزار دندان را.

مدخل 393

Charity begins at home

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

مدخل 394

Cowards die many times before their deaths

آدم نترس یکبار می میرد آدم ترسو هزار بار.

هر که ترسید مرد ، هر که نترسید برد؛ ترس برادر مرگ است.

مدخل 395

Cut the cackle and come to the hosses

دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

مدخل 396

Cross the bridge when one comes to it

چو فردا شود فکر فردا کنیم.

مدخل 397

Clothes do not make the man

آدم را به جامه نشناسند؛ لباس طریقت به تقوا بود

چرا بعضی عبارت‌ها تکراری یا از نظر دستوری نامتعارف‌اند؟

در متن اصلی برخی پیام‌ها بیش از یک بار و با عبارت‌بندی‌های متفاوت تکرار شده‌اند؛ بعضی نیز ترجمهٔ آزاد شعر فارسی‌اند و نه برابر دقیق ضرب‌المثل انگلیسی. برای احترام به آرشیو قدیمی و جلوگیری از کم‌شدن محتوای صفحه، هیچ تکراری حذف نشده است. در عوض می‌توانی تفاوت میان صورت اولیه و صورت معیار را در یادداشت‌های همان مدخل ببینی.

به‌ویژه عباراتی دربارهٔ زنان، قومیت‌ها یا گروه‌های اجتماعی ممکن است بازتاب‌دهندهٔ نگرش قدیمی و نامناسب باشند. نگه‌داشتن آن‌ها در یک مجموعهٔ تاریخی به معنای توصیه به استفاده از آن‌ها نیست. برای مکالمهٔ امروز، عبارت‌های محترمانه و دقیق‌تر را از بخش مثال‌های آموزشی صفحه انتخاب کن.

این صفحه راهنمای زبان‌آموزی است، نه فرهنگ جامع ریشه‌شناسی یا کتاب استناد ضرب‌المثل‌ها. برای استفادهٔ رسمی، انتشار نقل‌قول با نام نویسنده یا نسبت‌دادن بیت شعر به شاعر، بهتر است نسخهٔ مستند منبع اصلی بررسی شود.

از خواندن ضرب‌المثل تا تمرین روزانه انگلیسی

یک برنامهٔ ساده برای پیشرفت: امروز سه ضرب‌المثل از بخش اول انتخاب کن و با صدای بلند بخوان؛ فردا معنی آن‌ها را بدون نگاه‌کردن بگو؛ یک هفته بعد یکی را در گفت‌وگوی واقعی یا یادداشت شخصی به کار ببر. برای جمله‌هایی که در زندگی خودت کاربرد دارند مثال بساز، نه اینکه همهٔ ۳۹۷ مدخل را یک‌باره حفظ کنی.