جملات و عبارتهای کاربردی و اساسی با لغت For در انگلیسی به فارسی: توضیح و کاربرد
جملات و عبارتهای کاربردی و اساسی با لغت For در انگلیسی به فارسی
مثالهای انگلیسی درباره جملات و عبارتهای کاربردی و اساسی با لغت For در انگلیسی به فارسی با ترجمه فارسی
جمله انگلیسی را اول بخوانید و معنی را حدس بزنید؛ سپس ترجمه فارسی زیر همان جمله را بررسی کنید.
1Fry an egg for me.
یک تخممرغ برای من سرخ کن/بپز
2Julie cooks for Mori.
جولی برای موری آشپزی میکند
3Jack asked for a beer.
جک درخواست یک آبجو کرد
4Tara works for a bank.
تارا برای یک بانک کار میکند
5Be quiet for a moment.
برای یک لحظه ساکت باش
6I don't care for eggs.
من از تخممرغ خوشم نمیآید
7I don't care for wine.
من از شراب خوشم نمیآید
8I made a doll for Julie.
من یک عروسک برای جولی درست کردم
9Tara asked for my help.
تارا از من برای کمک درخواست کرد
10Nellie screamed for help.
نلی برای کمک فریاد زد
11This room is for rent.
این اتاق برای اجاره است
12This room is for VIPs.
این اتاق برای وی آی پی هاست
13Don't ask me for money.
از من برای پول درخواست نکن
14I asked Julie for a date.
من از جولی برای قرار درخواست کردم
15I studied for one hour.
من به مدت یک ساعت مطالعه کردم
16I'm looking for my key.
من دارم دنبال کلیدم میگردم
17It's time for us to go.
از زمانش است که ما برویم
18Tata applied for a visa.
تاتا برای یک ویزا اپلای کرد
19Jack held a seat for me.
جک یک صندلی برای من نگه داشت
20I don't care for coffee.
من از قهوه خوشم نمیآید
21I'm looking for a house.
من دارم دنبال یک خانه میگردم
22Mori applied for the job.
موری برای کار درخواست داد/اپلای کرد
23Mori was late for dinner.
موری برای شام دیر کرد
24Grandpa bought it for me!
پدربزرگ آن را برای من خرید
25He looks old for his age.
او نسبت به سنش پیر به نظر میآید
26I waited for ten minutes.
من به مدت ده دقیقه منتظر شدم
27It's for my personal use.
آن برای استفادهی شخصیم است
28We felt sympathy for Julie.
ما برای جولی احساس همدردی کردیم
29What will you use it for?
تو برای چه از آن استفاده خواهی کرد؟
30You can ask Mori for help.
تو میتوانی از موری درخواست کمک کنی
31Can you mail these for me?
آیا میتوانی اینها را برای من پست کنی؟
32Gasoline is used for fuel.
بنزین به عنوان سوخت استفاده میشود
33Peter was intime for school.
پیتر به موقع به مدرسه رسید
34I have a surprise for you.
من یک سرپرایز برای تو دارم
35I have to look for my pen.
من باید دنبال خودکارم بگردم
36I'm going out for a while.
من برای مدتی دارم به بیرون میروم
37Thank you for inviting me.
سپاس برای اینکه مرا دعوت کردید
38Are you ready for the trip?
آیا برای سفر آماده ایی؟
39Do you charge for delivery?
آیا برای دلیوری هزینه میگیرید؟
40Jack did well for a beginner.
جک به عنوان یک تازهکار خوب انجام داد
41Mom let me stay for a night.
مامان به من اجازه داد به مدت یک شب بمانم
42I am just going for a walk.
من فقط دارم برای قدم زدن میروم
نکات کاربردی برای یادگیری بهتر
- مثالها را با صدای بلند بخوانید و فقط به ترجمه اکتفا نکنید.
- عبارتهای قابل استفاده را جدا کنید و در یک جمله شخصی به کار ببرید.
- پس از مطالعه، بدون نگاه کردن به صفحه نکات اصلی را برای خودتان بازگو کنید.
تمرین فعال این درس
بدون نگاه کردن به مثالهای بالا، عبارتهای فارسی زیر را به انگلیسی بگویید. سپس پاسخ خودتان را با جملههای همین صفحه مقایسه کنید.
- یک تخممرغ برای من سرخ کن/بپز
- جولی برای موری آشپزی میکند
- جک درخواست یک آبجو کرد
- تارا برای یک بانک کار میکند
- برای یک لحظه ساکت باش
- من از تخممرغ خوشم نمیآید
در مرحله بعد، حداقل دو جمله را با اطلاعات واقعی زندگی خودتان تغییر دهید و با صدای بلند تکرار کنید.
جمعبندی
برای یادگیری «جملات و عبارتهای کاربردی و اساسی با لغت For در انگلیسی به فارسی»، هدف فقط شناخت معنی نیست. مثالها را چند بار در فاصلههای زمانی مختلف مرور کنید، از روی فارسی انگلیسی را به یاد بیاورید و عبارتهای کاربردی را وارد مکالمه یا نوشتههای خودتان کنید.
