اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی – سری 2
در نسخهی جدید این مطلب، اصطلاحها و ضربالمثلها از هم تفکیک و معنیهای قدیمی یا مبهم اصلاح شدهاند. هر مورد با توضیح کوتاه و یک مثال طبیعی ارائه شده است.
ضربالمثلهای پرکاربرد
Two heads are better than one.
فکر و همکاری دو نفر معمولاً بهتر از تلاش یک نفر است.
Make hay while the sun shines.
تا فرصت مناسب وجود دارد از آن استفاده کن.
Strike while the iron is hot.
وقتی زمان مناسب است سریع اقدام کن؛ «تا تنور داغ است نان را بچسبان».
All that glitters is not gold.
هر چیزی که جذاب به نظر میرسد الزاماً ارزشمند نیست.
Easy come, easy go.
چیزی که آسان به دست میآید ممکن است آسان هم از دست برود؛ «بادآورده را باد میبرد».
No news is good news.
وقتی خبر بدی نرسیده، میتوان امیدوار بود اوضاع خوب است.
Nothing ventured, nothing gained.
بدون ریسک و تلاش، دستاوردی هم به دست نمیآید.
A bird in the hand is worth two in the bush.
چیز مطمئنی که داری از وعدهی نامطمئن بهتر است.
Actions speak louder than words.
عمل آدمها از حرفشان مهمتر است.
Better late than never.
دیر انجام دادن بهتر از هرگز انجام ندادن است.
Don’t count your chickens before they hatch.
پیش از قطعی شدن نتیجه روی موفقیت حساب نکن؛ «جوجه را آخر پاییز میشمارند».
When in Rome, do as the Romans do.
در محیط تازه با آداب و شرایط همانجا سازگار شو.
اصطلاحهای رایج
a blessing in disguise
اتفاقی که ابتدا بد به نظر میرسد اما بعد معلوم میشود نتیجهی خوبی داشته است.
a piece of cake
کاری بسیار آسان؛ «مثل آب خوردن».
a shot in the dark
حدسی بدون اطلاعات کافی.
a wolf in sheep’s clothing
فرد خطرناکی که خود را بیضرر یا مهربان نشان میدهد.
add fuel to the fire
اوضاع بد را بدتر کردن؛ «هیزم روی آتش ریختن».
at the drop of a hat
بیدرنگ و بدون برنامهریزی طولانی.
back to the drawing board
بعد از شکست، از اول برنامهریزی کردن.
barking up the wrong tree
سراغ علت یا شخص اشتباه رفتن.
bite off more than you can chew
مسئولیتی بیشتر از توان خود قبول کردن.
burn the midnight oil
تا دیروقت شب کار یا مطالعه کردن.
cross your fingers
برای نتیجهای خوب امیدوار بودن.
under the weather
کمی ناخوش یا بیمار بودن.
